یامهدی
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


آذر 1403
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30





جستجو





  داستان مردی که زبان گربه ها را آموخت   ...

​📚داستان مردی که زبان گربه ها را آموخت

مردی به پیامبر خدا ،حضرت سلیمان ، مراجعه کرد و گفت:

ای پیامبر میخواهم، به من زبان یکی از حیوانات را یاد دهی.

سلیمان گفت: توان تحمل آن را نداری.

اما مرد اصرار کرد

سلیمان پرسید، کدام زبان؟

جواب داد: زبان گربه ها، چرا که در محله ما فراوان یافت می شوند.

سلیمان در گوش او دمید و عملا” زبان گربه ها را آموخت

روزی دید دو گربه با هم سخن میگفتند.

یکی گفت: غذایی نداری که دارم از گرسنگی میمیرم.

دومی گفت: نه، اما در این خانه خروسی هست که فردا میمیرد،

آنگاه آن را میخوریم.

مرد شنید و گفت: به خدا نمیگذارم خروسم را بخورید،

آنرا خواهم فروخت، فردا صبح زود آنرا فروخت

گربه امد و از دیگری پرسید: آیا خروس مرد؟ گفت: نه، صاحبش فروختش، 

اما، گوسفند نر آنها خواهد مرد و آن را خواهیم خورد.

صاحب منزل باز هم شنید و رفت گوسفند را فروخت.

گربه گرسنه آمد و پرسید: آیا گوسفند مرد؟

گفت: نه! صاحبش آن را فروخت.

اما صاحب خانه خواهد مرد، و غذایی برای تسلی دهندگان خواهند گذاشت 

و ما هم از آن میخوریم! مرد شنید و به شدت برآشفت

نزد پیامبر رفت و گفت: گربه ها میگویند امروز خواهم مرد!

خواهش میکنم کاری بکن!

پیامبر پاسخ داد: خداوند خروس را فدای تو کرد اما آنرا فروختی،

سپس گوسفند را فدای تو کرد آن را هم فروختی، پس خود را برای وصیت 

و کفن و دفن آماده کن!

.

حکمت این داستان :

خداوند الطاف مخفی دارد،

ما انسانها آن را درک نمی کنیم.

او بلا را از ما دور میکند،

و ما با نادانی خود آن را باز پس میخوانیم !!!

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1403-09-04] [ 10:07:00 ب.ظ ]





  استاد فاطمی نیا   ...

‍ حضرت استاد فاطمی نیا :

اسلام دین کیفیت است نه کمّیت ! عمل انسان باید روح داشته باشد . یکی از اولیاء خدا می فرمود :

در تمام عالم منزلی تاریک تر و ظلمانی تر و کدرتر از خانه ی فرعون یافت نمی شد . از این منزل ، یکی از بزرگترین زنان عالم بیرون آمد . زن فرعون یکی از چهار زن بزرگ بهشتی است : فاطمه ی زهرا ، خدیجه کبری ، مریم عذراء و همسر فرعون .

آن ولیّ خدا می فرمود علتش این بود که این خانم ، هر گاه موقعیتی به دست می آورد ، سیم را وصل می کرد ! آری در همان کاخ فرعون ، از نسخه های شفا بخش الهی استفاده می کرد ، شربت را می خورد ذکر دائم خدا در قلبش بود؛ متوجه بود .

گرفتاری همسر فرعون از همه ی ما بیشتر بود ، جایی بود که اگر می خواست یک ذکری بگوید ، باید خیلی مواظب اطرافش باشد ، چون شوهرش می گوید : «أنا ربّکم الاعلی»

روز قیامت خداوند او را به رخ ما می کشد و می گوید : آیا شرایط او سخت تر بود یا شما !؟

منبع : نکته ها از گفته ها ، ج ۳ ، 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:57:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما