یامهدی
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


شهریور 1403
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            





جستجو





  نظرات وسلائق شخصی خود را جزء دین نکنیم   ...

✍ نظرات و سلائق شخصی خود را جزء دین ندانیم

قَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ : إِنَّ دِينَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ يُصَابُ بِالْعُقُولِ اَلنَّاقِصَةِ وَ اَلْآرَاءِ اَلْبَاطِلَةِ وَ اَلْمَقَايِيسِ اَلْفَاسِدَةِ وَ لاَ يُصَابُ إِلاَّ بِالتَّسْلِيمِ فَمَنْ سَلَّمَ لَنَا سَلِمَ وَ مَنِ اِقْتَدَى بِنَا هُدِيَ وَ مَنْ كَانَ يَعْمَلُ بِالْقِيَاسِ وَ اَلرَّأْيِ هَلَكَ وَ مَنْ وَجَدَ فِي نَفْسِهِ شَيْئاً مِمَّا نَقُولُهُ أَوْ نَقْضِي بِهِ حَرَجاً كَفَرَ بِالَّذِي أَنْزَلَ اَلسَّبْعَ اَلْمَثَانِيَ وَ اَلْقُرْآنَ اَلْعَظِيمَ وَ هُوَ لاَ يَعْلَمُ.

📚کمال الدین؛ ج۱؛ ص۳۲۴

امام سجاد علیه‌السلام فرمودند:

بوسیله عقل‌های ناقص و نظریه‌های باطل، و قیاس‌های باطل و بی اساس نمی‌توان به دین خداوند دست یافت؛ تنها وسیله رسیدن به دین واقعی، تسلیم محض است؛

پس هركس تسلیم ما اهل بیت باشد از هر انحرافی در امان است و هر كه به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت ‏خواهد بود. و شخصی كه با قیاس و نظریات شخصی خود بخواهد دین را دریابد، هلاك می‌گردد.‏

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[شنبه 1403-06-31] [ 11:31:00 ق.ظ ]





  هرچه انسان پیر می شود دو صفت در او جوان تر میشود...!   ...

🟣 هر چه انسان پیر می‌شود دو صفت در او جوان‌تر می‌شود…!

🔻روزی هارون الرشید به اطرافیان خود گفت: بگردید شخصی را که مستقیماً و بی واسطه از پیامبر اسلام حدیثی شنیده است را نزد من بیاورید. میخواهم از او حدیثی بشنوم 

🔻به هارون گفتند دیگر در این زمان -بعد از حدود یک قرن و اندی- بعید است کسی باشد که مستقیم از خود پیامبر کلامی شنیده باشد. هارون گفت بگردید پیدا کنید. پس از مدت ها جست و جو پیر فرتوتی را پیدا کردند و او را در سبد و زنبیلی گذاشتند و نزد هارون آوردند. 

🔻هارون پرسید پیرمرد تو خود از رسول خدا حدیث شنیده ای؟ پیرمرد گفت بله جناب خلیفه من هفت ساله بودم که به اتفاق پدرم خدمت رسول خدا رسیدیم و من یک حدیث از حضرت شنیدم و دیگر هم او را ندیدم هارون خوش حال شد و گفت: کلام پیامبر چه بود؟ پیرمرد گفت: 

🔻قال رسول الله: انسان به مرور پیر میشود و دو صفت در او جوان میگردد؛ حرص و آرزوهای طولانی

🔻هارون کیسه ای طلا به او هدیه داد و مأموران پیرمرد را در سبدش گذاشتند و از تالار خارج کردند پیرمرد به مأموران گفت: مرا برگردانید؛ با خلیفه کاری دارم. گفتند دیگر نمیشود وقتت تمام شد گفت: هنوز که از قصر خارج نشدیم. از شما خواهش میکنم مرا برگردانید کاری دارم. 

🔻وقتی او را برگرداندند پیرمرد به هارون گفت جناب خلیفه میخواستم بدانم این سکه های طلا فقط برای همین یک بار بود یا جیره هر ماه من است. هارون شروع کرد به خندیدن و گفت: پیامبر راست گفت، پیرمرد من گمان نمیکردم تو تا همین در قصر زنده بمانی و فرصت استفاده از همین یک کیسه طلا را پیدا کنی؛ حال تو حرص ماه های آینده را می زنی و آرزوی آن را داری؟!

📗معادشناسی (طهرانی)، ص۲۷

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:36:00 ق.ظ ]





  فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام    ...

#فضائل_امیرالمومنین

حضرت علی (علیه السلام) دوران کودکی خود را می‌گذرانید. روزی پدرش ابوطالب (علیه السلام) نزد همسرش فاطمه بنت اسد (علیها السلام) آمد و گفت: علی (علیه السلام) را دیدم که بت‌های بت پرستان را می‌شکند، می‌ترسم که بزرگان قریش باخبر شوند و به او آسیب برسانند. 

فاطمه مادر امیرالمؤمنین (علیها السلام) گفت: شگفتا! من خبری عجیب تر از این به تو بدهم؛ آن هنگامی که علی (علیه السلام) بچه بود و در رَحِم من قرار داشت روزی کنار کعبه رفتم و به طواف کعبه، قصد پرستش خدا را کردم، بت پرستان بت‌های خود را در محلی در کنار کعبه گذاشته بودند، وقتی که در طواف کعبه رو به روی آن محل رسیدم علی (علیه السلام) در رحمم آنچنان دو پای خود را فشار می‌داد که من از نزدیک شدن به جایگاه بت‌ها ناتوان می‌شدم. 

———-

منابع:

 الخرائج و الجرائح ۲ / ۷۴۱؛ بحار الانوار ۴۲ / ۱۸؛ اثبات الهداة ۴ / ۵۵۳.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:07:00 ق.ظ ]





  شکستن دل امام زمان   ...

✍خواهشمندم از همه عزیزان چند بار این مطلب را بخوانند 

شکستن دل انسان مۆمن به تعبیر روایات و آیات قرآنی، که احترامی بیش از کعبه دارد

اما ما با گناه کردن هایمان داریم دل کسی را میشکانیم که هزاران برابر از پدر و مادر به ما نزدیک تر و مهربان تر است و همیشه و همه حال دارد برای ما شیعیان اش دعا می‌کند 

آن هم امام حی و حاضر حجت ابن الحسن المهدی آقا امام زمان (عج) 

برادران و خواهران عزیزم هرکسی که دارد این مطلب را می‌خواند

 بیایید  با امام زمان مان  عهد ببندیم دیگر گناه نکنیم تا قلب امام زمان( عج) شکسته شود اگر گناه کردیم استغفار کنیم 

فردا قیامت هر جمعیتی را با امام شان میارن 

امام صادق(ع) فرمودند 

افراد دوران پیامبر (ص) با پیامبر میارن 

افراد دوران آقا امير المومنین (ع)را با آقا امیر المومنین (ع) میارن 

من و شماها راهم با امام مهدی(عج)میارن گروه گروه و دسته بندی شده و مرتب 

یه وقتی خدایی نکرده امام زمان (عج )گلایه مارا پیش مادرش زهرا س کنه 😭

بگه این فرد خیلی مرا اذیت کرد 

بیاییم از همین امروز عهد ببندیم 

دلمون بدیم دست آقا امام زمان(عج)

بگوییم آقا جان یه نگاه ولایتی به ما بفرما 

مارا در مسیر و رکاب خودت قرار بده

ما بد ها راهم‌ عوض کن 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 07:49:00 ق.ظ ]





  نماز شب توشه عجیبی ست   ...

نماز شب توشه عجیبی‌ست …🍃

نماز شب ، مستجاب کننده 

دعای مومن است 🌱

آیت اللّٰه بہجت (ره):

نماز شب را ترك نکنید ؛ نماز شب 

کلیدحل همه‌ی مشکلات زندگی‌است. 

مردم خیلی تلاش می کنند، اما نتیجه 

و مقصود خود را نمی یابند زیرا کلید 

را نیافته اند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[پنجشنبه 1403-06-29] [ 12:54:00 ق.ظ ]





  تلنگر شبانه   ...

⚠️ #تــݪنگـرشبانه

👈 مــثل پیــراهـن

شما یک پیراهن پیدا کن که بدون زخم

سوزن پیراهن شده باشد مـحال است!!

#آدمی هم همین‌طور است باهمین زخم

زبــــان‌ها ، با همین طـــــعنه‌ها ، با همین

نیـش‌ها ، باهمیــن برچسب‌ها ، ناســزاها

#رشــــد می‌ڪند درست مثل کودی کـہ

پای گــل بریزند.

پس، از این حــرف هـایی که گاه گـاهــے

می شنـوی دلــگیـر نباش! مـلـول نبــاش!

گله مــند نباش!

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[چهارشنبه 1403-06-28] [ 08:18:00 ب.ظ ]





  آرامش برگ یا سنگ؟   ...

💢آرامش برگ یا سنگ؟

مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود.

استادی از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست .

مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: ” عجیب

آشفته ام و همه چیز زندگی ام به هم ریخته است.

به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟”

استـاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت

و گفت : به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود

را به جریان آن می سپارد و با آن می رود.

سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت

و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی اش

داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت.

استاد گفت: “این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گیرد. حال تو بــه من بگو

آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را …؟!”

مرد جوان مات و متحیر به استاد نگاه کرد و گفت:

“اما برگ که آرام نیست. او با هر افت و خیز آب نهر بالا

و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست!

لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد.

من آرامش سنگ را ترجیح می دهم!”

استاد لبخندی زد و گفت: “پس چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی؟

اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تــاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم

هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده.”

استاد این را گفت و بلند شد تا برود. مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد.

چند دقیقه که گذشت موقع خداحافظی مرد جوان از استاد پرسید: “شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب

می کردید یا آرامش برگ را؟”

استاد لبخندی زد و گفت : “من در تمام زندگی ام خودم را با اطمینان به خالق رودخانه هستی و به جریان زندگی سپرده ام و چون می دانم

در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی شوم .

مــن آرامـش بـرگ را مــی پسندم🌺

حکایت .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[دوشنبه 1403-06-26] [ 01:28:00 ب.ظ ]





  نقل داستانی از عنایت امام زمان (عج)   ...

🖊نقل داستانی از عنایت امام زمان(عج)

📝استاد #آیت_الله_فرحانی :

🔹‌آیت‌الله فلسفی(ره) داستانی نقل می‌کند که بسیار پندآموز است و در آن تذکرات عجیبی دارد؛ ایشان می‌فرمود: در یکی از روستاهای شاهرود، عالمی ‌بود که کار دینی و تربیتی می‌کرد و مردم به او ارادت داشتند. 

📌او پسرش را برای تحصیل به شهر دیگری فرستاده بود؛ اما این پسر چندان درس نخوانده بود و چیزی در ایام تحصیل جمع نکرده بود. آن عالم که از دنیا رفت، مردم به اعتبار فضل و علم پدر، پسر را به جای او گذاردند. پسر نماز میّت می‌خواند، صیغۀ عقد می‌خواند، صیغۀ طلاق می‌خواند؛ اما همه باطل!

🔸 روزی پسر به فکر افتاد که واقعیت را بازگو کند و بیش از این، آخرتش را خراب نکند. مردم پس از فهمیدن واقعیت او را زده و از روستا بیرون انداختند. خودش نقل می‌کند: از شاهرود که خارج شدم، آقایی مرا به اسم صدا زد و از من پرسید: «چرا ‌‌این‌گونه‌ای؟» گفتم: من اشتباه کردم، گناه کردم و خلاصۀ جریان را تعریف کردم. آن آقا به من گفت: «به تهران و مدرسۀ نصرالدین برو. حجرۀ شماره 16 این مدرسه خالی است. شخصی به اسم آقامیرزا آنجاست. 

🖇به او بگو کلید این حجره را به تو بدهد و به او بگو: آقامیرزا! خود شما هم باید درسی برای من بگذاری و مرا تعلیم دهی.» من هم سرم را پایین انداختم و به تهران رفتم. آدرس درست بود. تا به آقامیرزا گفتم، اطاعت کرد. کلید را آورد و به من داد و پیشنهاد تدریس را نیز پذیرفت. 

🔺آقامیرزا می‌گوید: دیدم او جوانِ عجیبی است و اطلاعات ویژه‌ای دارد. در طول تدریس، خاصیت‌هایی را در ایشان دیدم. من بیشتر اوقات بدون مطالعه و آمادگی قبلی به او درس می‌گفتم و به عنوان مدیر و متولی حوزه، نظم خاصی نداشتم و چندان به امور طلاب رسیدگی نمی‌کردم؛ یا مثلاً در خانه به خانواده‌ام رسیدگی نمی‌کردم و عیالم کتاب‌هایم را پنهان کرده بود. در واقع، علت اصلی‌ِ پیش‌مطالعه نکردنم، همین بود. در طول تدریس، این شاگرد محل پنهان شدن کتاب‌هایم را به من گفت. 

⁉️به او گفتم: آقا این اطلاعات، از کجاست؟ گفت: من رفیقی دارم. همان شخصی که در راه خروج از شاهرود، به سراغم آمد و مرا راهنمایی کرد. این رفیق هر روز برای ناهار یا شام به من سر می‌زند، مرا راهنمایی می‌کند و دستم را می‌گیرد. بسیار شخص بزرگواری است. متولی مدرسه می‌گوید: من فهمیدم این شخص، یوسف فاطمه(ع) است. به او گفتم: آیا می‌توانی از رفیقت اجازه بگیری تا من هم او را ببینم؟ گفت: این آقای من اصلاً اجازه نمی‌خواهد؛ چراکه بسیار انسانِ خوش‌برخورد و دوست‌داشتنی‌ای است. گفتم: نه؛ تو باید برای من اجازه بگیری. او رفت تا اجازه بگیرد. 

🔹برگشت و گفت: آقا فرمودند: «به آقامیرزا بگو: تو دَرست را بخوان و وظایفت را انجام بده؛ وقتش که فرا برسد، خودمان به دیدار تو می‌آییم.»

✍بله برادر، عزیز، خواهر بزرگوار! اگر به وظایفمان درست عمل کنیم، امام زمان(ع) به سراغ ما می‌آید.

نقل شده است: کفاشی بسیار با آقا مرتبط بود. خود این کفاش می‌گفت: آقا برای کفاشی برایم کفش آورده بود. تا کفش‌ها را دیدم، گفتم: آقا خیلی دوستت دارم؛ اما باید نوبت بگیری. می‌گوید: تا این را گفتم، دیدم آقا مرا بغل کرد. گفت: «برای همین است که تو را دوست دارم.»

📚عصاره خلقت 

🌹آغاز امامت حجه بن الحسن #امام_زمان (عج) تبریک و تهنیت باد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[جمعه 1403-06-23] [ 10:50:00 ب.ظ ]





  واجب فراموش شده آقا قربان غریبیت بشم دورت بگردم   ...


واجب فراموش شده آقا قربان غریبیت بشم دورت بگردم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:29:00 ب.ظ ]





  تلنگر   ...

#تلنگر

اگر چیزی برای شکرگذاری پیدا نکردید ، حتما نبضتان را چک کنید…

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:28:00 ب.ظ ]





  آنتوان بارا نویسنده مسیحی درمورد امام حسین میگوید:   ...

🅾آنتوان بارا نویسنده مسیحی:

➖اگر امام حسین برای ما بود در هر جای زمین برای او پرچم و مناره می‌افراشتیم

⭕️ اگر غربی‌ها امام حسین را بشناسند، از او پیروی می‌کنند🔺


#امام‌عالمیان



موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:28:00 ب.ظ ]





  نماز شب   ...

#نماز_شب

🌸 از نافله ی شب به هیچ وجه نباید غفلت ورزید که نورانیت زیادی دارد و آثارش محسوس است.

🎙عالم ربانی حاج سید حسین یعقوبی قائنی رحمه الله علیه

📚 انیس الصادقین صفحه ۲۵۶



موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:27:00 ب.ظ ]





  پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:   ...

🌷 پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) میفرمایند:

☘ ای علی! هنگامی که #قیامت می شود من ، تو و جبرئیل بر صراط می نشینیم، از #صراط کسی رد نمی شود مگر اینکه با(پذیرفتن) #ولایت تو، (از آتش) برائت داشته باشد.

📚 بحارالانوار ، ج۸ ، ص۷



موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:27:00 ب.ظ ]





    ...

🔸ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ،
ﻭﻟﯽ …
ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ “ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ “ﺷﻮﻧﺪ؛
ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﻭ
ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ!


ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ،
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ” ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ” ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛
ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ
ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ!


ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ،
ﺍﻣﺎ …
ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺗﻪ ﺍﻣﺎ …
ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ يك ﻓﻀﯿلت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:26:00 ب.ظ ]





  شهید احمد علی تیری می گفت:   ...

شهید احمدعلی نیری می گفت:

هرکس #سه روز از #گناه دوری کند،
خدا به او عنایت می کند و
هرکس #چهل روز از #گناه دوری کند،
گوش و چشم او باز خواهد شد.


👈🏻 بهترین فرصت برای چله ترک گناه ایام کلیمیه است. 



موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:26:00 ب.ظ ]





    ...

آیت اللّه شیخ على‌پناه اشتهاردى در درس ‍ اخلاقشان در مدرسه فیضیه:

امام خمینی می فرمود : با اتوبوس از مشهد عازم تهران بودم. 

راننده به صندلى ما که در وسطهاى ماشین بود، آمد، به من( امام خمینی) چون سید بودم حرفى نزد. ولى رو کرد به حاج شیخ عباس قمى(ره ) و گفت : اگر مى‌دانستم،  تو را اصلاً سوار نمى‌کردم…

ناگاه ماشین ما که از مشهد عازم تهران بود از حرکت ایستاد، راننده که مردى بلند و سیاه‌چرده بود با عجله پایین آمد و بعد از آنکه ماشین را براندازى کرد خیلى زود عصبانى و ناراحت به داخل ماشین برگشت و گفت:

بله پنچر شد. و آنگاه به صندلى ما که در وسطهاى ماشین بود، آمد، به من چون سید بودم حرفى نزد. ولى رو کرد به حاج شیخ عباس قمى(ره ) و گفت:

اگر مى‌دانستم،  تو را اصلاً سوار نمى‌کردم، از نحسى قدم تو بود که ماشین، ما را در این وسط بیابان خشک و برهوت معطل گذاشت، یااللّه برو پایین و دیگر هم حق ندارى سوار این ماشین بشوى.

مرحوم شیخ عباس بدون اینکه کوچکترین اعتراضى کند و حرفى بزند، بلند شد و وسایلش را برداشت و از ماشین پیاده شد.

من هم بلند شدم که با شیخ عباس پیاده شوم اما او مانع شد، ولى من با اصرار پیاده شدم که او را تنها نگذارم اما او قبول نمى‌کرد که با او باشم، هرچه من پافشارى مى‌کردم، او نهى مى‌کرد، 

دست آخر گفت: فلانى، راضى نیستم تو ، هم مثل من  اینجا بمانى. وقتى این حرف را از او شنیدم دیدم که اگر بمانم بیشتر او را ناراحت مى‌کنم تا خوشحال کرده باشم، برخلاف میلم از او خداحافظى کرده سوار ماشین شدم …

بعد از مدتى که او را دیدم جریان آن روز را از او پرسیدم، گفت: وقتى شما رفتید خیلى براى ماشین معطل شدم، براى هر ماشینى دست بلند مى‌کردم نگه نمى‌داشت،

تا اینکه یک ماشین کامیونى که بارش آجر بود برایم نگه داشت.

وقتى سوار شدم، راننده آدم خوب و خونگرمى بود، و به‌گرمى پذیرایم شد و تحویلم گرفت،

خیلى زود با هم گرم شدیم قدرى که با هم صحبت کردیم متوجه شدم که او ارمنی است و مسیرش همدان است، از دست قضا من هم مى‌خواستم به همدان بروم، چون مدتها بود که دنبال یک سرى مطالب مى‌گشتم و در جایى نیافته بودم فقط مى‌دانستم که در کتابخانه مرحوم آخوند همدانى در همدان مى‌توانم آنها را به‌دست آورم، به این خاطر مى‌خواستم به همدان بروم.

راننده با آنکه ارمنى بود آدم خوب و اهل حالى بود، من هم از فرصت استفاده کردم و احادیثى که از حفظ داشتم درباره احکام نورانى اسلام، حقانیت دین مبین اسلام و مذهب تشیع و… برایش گفتم.

وقتى او را مشتاق و علاقه‌مند دیدم، بیشتر برایش خواندم، سعى مى‌کردم مطالب و احادیثى بگویم که ضمیر و وجدان زنده و بیدار او را بیشتر زنده و شاداب کنم.

تا این که به نزدیکهاى همدان رسیدیم، نگاهم که به صورت راننده افتاد دیدم قطرات اشک از چشمانش سرازیر است و گریه مى‌کند، حال او را که دیدم دیگر حرفى نزدم، سکوتى عمیق مدتى بر ما حکمفرما شد هنوز چند لحظه‌اى نگذشته بود که او آن سکوت سنگین را شکست و با همان چشم اشک‌آلود گفت:

فلانى، این‌طور که تو مى‌گویى و من از حرفهایت برداشت کردم، پس اسلام دین حق و جاودانى است و من تا به حال در اشتباه بودم. شاهد باش، من همین الآن پیش تو مسلمان مى‌شوم و به خانه که رفتم تمام خانواده و فامیل‌هایى را که از من حرف‌شنوى دارند مسلمان مى‌کنم.

بعد هم شهدتین را گفت 

از آن زمان به بعد از نسل و ذرّیّه آن مرد هرکس به دنیا بیاید مسلمان است و ثواب و حسنه‌اش براى مرحوم حاج شیخ عباس قمى(ره )است

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:26:00 ب.ظ ]





  حضرت علی علیه السلام فرمودند   ...

❤️ #حضرت_علی علیه السلام فرمودند

🍃 حريص فقير است، حتّى اگر كران تا كرانِ دنيا را مالك شود

🌴 الحَريصُ فَقيرٌ ولَو مَلَكَ الدُّنيا بِحَذافيرِها


📚 غررالحكم حدیث1753

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:25:00 ب.ظ ]





  عواقب ظلم کردن   ...

✘ ظلم کردن به کسی که ضعیف است و نمی‌تواند انتقام بگیرد، یا بزرگوار است و نمی‌خواهد تلافی کند؛

خطرناک‌ترین عواقب را برای شما بدنبال دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:24:00 ب.ظ ]





  اولین پرونده ای که درروز قیامت بررسی می شود مربوط به چه کسی است؟   ...

⚫️ اولین پرونده‌ای که در روز قیامت بررسی می‌شود مربوط به چه کسی است؟

🌕 امام صادق علیه السلام فرمودند: 

نخستين كسى كه در قیامت درباره او حكم مى‌شود محسن فرزند على علیه السلام و قاتل او است؛ و بعد از او در قنفذ که به امر او رفت و در بر شکم فاطمه علیهاالسلام زد و محسن او را شهید کرد؛ پس آن دو ملعون را حاضر کنند و تازیانه‌های آتش بر ایشان بزنند كه اگر با يكى از آنها به دريا بزنند از حرارت آن، درياها به جوش آیند از مشرق تا مغرب؛ و اگر با آن به روى كوه‌ها بكوبند، همه آن كوه‌ها از شدت حرارت آن تازيانه متلاشى شده تبديل به خاكستر مى‌شوند.

وَ أَوَّلُ مَنْ يُحْكَمُ فِيهِ مُحَسِّنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ فِي قَاتِلِهِ ثُمَّ فِي قُنْفُذٍ فَيُؤْتَيَانِ هُوَ وَ صَاحِبُهُ فَيُضْرَبَانِ بِسِيَاطٍ مِنْ نَارٍ لَوْ وَقَعَ سَوْطٌ مِنْهَا عَلَى اَلْبِحَارِ لَغَلَتْ مِنْ مَشرِقِهَا إِلَى مَغْرِبِهَا وَ لَوْ وُضِعَتْ عَلَى جِبَالِ اَلدُّنْيَا لَذَابَتْ حَتَّى تَصِيرَ رَمَاداً فَيُضْرَبَانِ بِهَا

📗تفسيرالبرهان، ج۴،ص۸۶۰

📗بحار الأنوار، ج۳۱،ص۶۳۸

📗کلیات حدیث قدسی، ج۱، ص۵۶۶

📗عوالم العلوم، ج۱۱،ص۹۴۳

🏴

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[سه شنبه 1403-06-20] [ 08:57:00 ب.ظ ]





  نکته مهدوی   ...

#نکته_مهدوی 

یکی از وظایف ما در زمان غیبت ولی عصر ارواحنا فدا شناختن و شناساندن اون حضرت هست.

حالاچجوری؟ یه راهش اینه اگه کمکی به فقیری می‌کنی مثلا غذا میدی، بگو از طرف امام زمان (عج) هست.

تو خانواده جوری بچه هارو تربیت کنید که سرباز امام زمان بشن.

تا میتونید برا امام زمان سرباز جذب کنید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:38:00 ب.ظ ]





  عشاق الرضا علیه السلام    ...

💞عشاق الرضا علیه السلام

💠 توصیه هایی از آيت الله شاه آبادى

🔹 نماز جماعت که تمام شد بلند شدم و به محراب ایشان رفته و کنار ایشان نشستم. گفتم : حاج آقا من را نصیحتى کنید و نکته ای را برای من بفرمایید.

ایشان فرمود : من دو نکته را به شما می گویم، هم خودت مراعات کن و به دوستان و بستگان خود نیز سفارش کن به این دو نکته عمل کنند، چون مردم از این دو نکته غافل هستند در حالیکه واقعا مشکل گشاست.

🌀اول اینکه : هر روز یکمرتبه دعای توسل را بخوان، چون مردم ارزش و عظمت این کار را نمی دانند، در حالیکه می توانند همه #حوائج خود را با همین #دعای_توسل برآورده کنند.

پرسیدم : چگونه می توانند حاجات خود را با این دعا برآورده کنند؟

 فرمودند : یک حاجت را در نظر بگیرند و برای برآورده شدن آن روزی یکبار دعاى توسل را بخوانند بعد از چند روز می بینند که دعایشان مستجاب شده و به حاجت خود رسیده اند، ایندفعه حاجت بعدی را در نظر گرفته و این بار برای این حاجت دعای توسل را بخوانند و به همین ترتیب به تدریج همه حوائج خود را برآورده می کنند.

🌀دوم اینکه : روزی 70 مرتبه سوره حمد را بخوانند که اگر چنین کنند، تمامی بیماری های خود را می توانند برطرف کنند، چرا که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند :

 اگر کسی از دنیا رفت و شما 7 یا 70 مرتبه #سوره_حمد را خواندی و او زنده شد، اصلا تعجب نکن.

زیرا این اثر این سوره است.

🔹ایشان فرمودند : من از روزی که این ویژگی را از این سوره دیده ام اصلا به پزشک مراجعه نکردم و به محض اینکه مریض می شدم 70 مرتبه سوره حمد آن روزم را به نیت شفای آن بیماری می خواندم و شفا می گرفتم.

🔰بنابراین من به شما توصیه می کنم که : 

🔹«روزی یکمرتبه دعای توسل و 70 مرتبه سوره حمد را فراموش نکن و در طول عمرت به این دو پایبند باش و پیش همه دوستان و آشنایان خود نیز این دو مساله را مطرح کن و سفارش کن هر روز انجام دهند»

ايشان خود دعاى توسل را بين نماز مغرب و عشاء ميخواندند…

روحشان شاد…

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1403-06-18] [ 01:12:00 ق.ظ ]





  ماجرای نقش دوشیر وامام رضا   ...

‍ ‍  ماجرای نقش دو شیر در حال بلعیدن یک مرد در بالای ایوان نقاره‌خانه در صحن انقلاب (صحن عتیق) حرم رضوی

🔸در این صحنه مردی با ریش و سیبیلی بلند، سری تراشیده و لباس سفید بر زمین افتاده و دو شیر بر او مسلط شده‌اند. یک شیر سر او را در دهان دارد و شیر دیگر کمر و پهلوی مرد را می‌درد. چشمان و دهان مرد از وحشت باز مانده است. 

🔸اما ماجرای این شیرها: بعد از جریان اقامه نماز باران در مرو توسط حضرت رضا علیه السلام و بارانی که بلافاصله باریده شد آن هم در فصل تابستان محبوبیت امام چندین در بین مردم چندین برابر شد و مامون تلاش کرد در مجلسی این ابهت امام را بشکند

🔸نقل شده است که فردی به نام حمید بن مهران در مجلسی که مأمون عمدا ترتیب داده بود، امام را به بی ادبی به سحر و عوام فریبی متهم کرد و طلب معجزه زنده کردن شیرهای روی پرده و خوردنش را کرد. 

🔸امام بلافاصله به نقش شیرهای روی پرده‌ای اشاره کردند که پشت سر مأمون قرار داشت و فرمودند: این ملعون را ببلعید. بی‌درنگ، تصاویر به صورت دو شیر زنده ظاهر شدند (خلق شدند) و او را بلعیدند، به طوری کوچکترین اثری از او هم باقی نماند و دوباره با اشاره امام، به جای خود برگشتند.

🔸مأمون که از این صحنه به شدت ترسیده بود، گفت: الحمد لله که خداوند ما را از شر حمید بن مهران نجات داد! سپس گفت: یابن رسول الله؛ خلافت متعلق به جد شما رسول الله است و بعد از او شما سزاوار آن هستید. اگر می‌خواهید، من اکنون خلافت را به شما واگذار کنم.

امام فرمود: من اگر خلافت را می خواستم، به تو مهلت نمی‌دادم. ولی خداوند به من امر فرموده که تو را به حال خود رها کنم.

عیون الاخبار الرضا(ع) شیخ صدوق ج ۲، ص ۱۶۷

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[شنبه 1403-06-17] [ 11:11:00 ب.ظ ]





  آثار وبرکات فراوان خواندن سوره یس   ...

🌸آثار و برکات فراوان خواندن #سوره_یس

💚رسول خدا صل الله علیه وآله فرمود: هر کس اول صبح سوره یس را بخواند ،حوائجش برآورده می شود.

❤️بهترین وقت بعد از نماز صبح است، مداومت بر خواندن‌ یس و هدیه آن به حضرت زهرا علیهاالسلام آثار و برکات فراوانی دارد.

👌علامه شیخ مجتبی قزوینی که صاحب کرامات زیادی بوده است و تشرف محضر حضرت صاحب الزمان علیه السلام داشته است ، می فرماید: ما هر چه داریم به برکت خواندن سوره یس است.

💦آیت الله بهجت : مردان و زنان مومن مداومت بر خواندن سوره یس دارند و معمولا خوبان عالم این سوره را حفظ هستند و با این سوره انس دارند.

💜آیت الله وحید خراسانی : هر روز سوره یس را بخوانید و هدیه کتید به حضرت فاطمه علیها السلام که این کار باعث می شود حضرت زهرا علیها السلام سفارش شما را به پسرش حضرت مهدی علیه السلام کند

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 09:46:00 ب.ظ ]





  سه آفت سه راه حل قرآنی   ...

🌸🍃🌸

🍃🌸

🌸

🔸سه آفت سه راه حل قرآنی

🌷️ استاد قرائتی :

❌ آفت اول :اگر مبتلا به شهوت شدى

🔹راه حل :

در نمازت تجديد نظر كن حتما دچار سهل انگارى در نمازت شده ای.

به دليل آيه:

🌸️ فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوات…

📖 59/مریم،ص309.

❌ آفت دوم: اگر احساس بدبختى وعدم توفيق كردى

🔹راه حل :

در رابطه ات با مادرت تجديد نظر كن.

به دليل -آيه:

🌸(وبربوالدتى ولم يجعلنى جبارا شقيا…32/مریم،ص307).

❌ آفت سوم : اگر احساس تنگى وسخت شدن زندگى كردى

🔹راه حل :رابطه ات با قران درست كن.

به دليل -آيه:

🌸ومن اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا…124/طه،ص320).

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 09:43:00 ب.ظ ]





  عامل نجات مقدس اردبیلی ره   ...

عامل نجات مقدس اردبیلی ره

در زهد و تقوا زبانزد عام و خاص بود

و مدال بندگی بر گردن داشت.

او را عالم رویا دیدند.

از او پرسیدند:

با این همه علم و زهد و قداست،

اینجا چه چیزی عامل نجات شما شد؟

با دست به حرم امیرالمؤمنین

علیه‌السلام اشاره کردند و فرمودند:

محبت این آقا؛ و سپس نمازشب‌هایی

که خوانده بودم که به برکت ولایت

مولا علی پذیرفته شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 09:39:00 ب.ظ ]





  معنای توکل    ...

​.

🌷از حسن بن جهم نقل شده است:
از #امام_رضا (علیه‌السلام) سؤال کردم:
فدایتان شوم، تعریف توکّل چیست؟
حضرت به من فرمودند:
«این‌که در کنار خداوند، از هیچ‌کس نترسی.»
عرض کردم:
تعریف تواضع چیست؟
حضرت فرمودند:
«این‌که آن‌چه را دوست داری مردم به تو دهند، تو از جانب خود به آنان دهی.»
عرض کردم:
فدایتان شوم، دوست دارم بدانم جایگاه من نزد شما چگونه است.
حضرت فرمودند:
«ببین جایگاه من نزد تو چگونه است!»

📚عيون‌أخبارالرضا، ج۲، ص۴۹

#صلوات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[پنجشنبه 1403-06-15] [ 03:35:00 ب.ظ ]





  شعر امام حسن علیه السلام که چشم وصال را بیناکرد   ...

شعر امام حسن علیه السلام که چشم وصال را بینا کرد

وصال شیرازی به واسطه سرودن شعر در بیان مصائب اهل البیت علیهم السلام، نور دیده ی از دست داده اش شفا یافت.

ویژه نامه حسینیه مشرق -  میرزا محمّد شفیع شیرازی متخلص به وصال شیرازی متوفّی سال 1262 هـ. ق در شیراز از بزرگان شعرا و ادبا و عرفای عصر فتحعلی شاه قاجار بود. علاوه بر مراتب علمی، به تمام خطوط هفت گانه (نسخ، نستعلیق، ثلث، رقایم، ریحان، تعلیق، و شکسته) مهارتی به سزا داشته و کتابهای فراوانی نیز با خطوط مختلف نگاشته است. از جمله، اینکه 67 قرآن به خط زیبای خود نوشته است.

بر اثر نوشتن زیاد چشمش آب می آورد و به پزشک مراجعه می کند، دکتر می گوید: من چشمت را درمان می کنم، به شرطی که دیگر با او نخوانی و خط ننویسی. پس از معالجه و بهبودی چشم، دوباره شروع به خواندن و نوشتن می کند تا این که به کلّی نابینا می شود. سرانجام با حالت اضطرار متوسل به حضرت محمّد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) و آل او (صلوات‌الله علیهم) می شود.

شبی در عالم رؤیا پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم ) را در خواب می بیند، حضرت به او می فرماید: چرا در مصائب حسین(و حسن) مرثیه نمی گویی تا خدای متعال چشمانت را شفاء دهد. در همان حال حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) حاضر گردیده می فرماید: وصال! اگر شعر مصیبت گفتی اوّل از حسنم شروع کن؛ زیرا او خیلی مظلوم است.

شعر امام حسن(ع) كه چشم وصال را بينا كرد

صبح آن روز وصال شروع کرد در خانه قدم زدن و دست به دیوار گرفتن و این شعر را سرودن:

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد

 آن طشت راز خون جگر باغ لاله کرد

نیمه دوّم شعر را که گفت، ناگهان چشمانش روشن و بینا شد. آن گاه اضافه کرد:

خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریخت

دل را تهی زخون دل چند ساله کرد

نبود عجب که خون جگر گر شدش بجام

عمریش روزگار همین در پیاله کرد

نتوان نوشت قصه درد و مصیبتش

ور می توان ز غصه هزاران رساله کرد

زینب درید معجر و آه از جگر کشید

کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد

هر خواهری که بود روان کرد سیل خون

هر دختری که بود پریشان کُلاله کرد

یا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشت

آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت

منبع: کتاب گلشن وصال

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 03:28:00 ب.ظ ]





  نکته مهدوی   ...

#نکته_مهدوی

۞ یکی از دوستان اهل بیت علیهم السّلام که تمکن مالی خوبی داشت، مدّتی به خدمتکار حضرت صادق علیه السّلام پیشنهاد می‎داد که تو منصب خدمتکاری حضرت را به من واگذار کن، من هم تمام آنچه را دارم، به تو واگذار می‎کنم. بالأخره روزی خدمتکار میل کرد این معامله را انجام دهد و مسأله را خدمت حضرت عرض کرد و اجازه خواست. حضرت علیه السّلام هم فرمودند هر طور میل خودت هست عمل کن. او به نزد فرد ثروتمند آمد تا جایشان را عوض کنند. همین که خواست لباس کهنه و ساده‌ی خدمتکاری را از تن بیرون آورد، یکباره متوجّه شد چه خسارت بزرگی خواهد کرد؛ صیحه‎ای زد و گفت: پشیمان شدم و این منصب را با هیچ چیز در این عالم عوض نخواهم کرد.

▪️عارف بالله مرحوم حاج اسماعیل دولابی▪️

آی رفیق مواظب باش نوکری برای امام زمان عج رو با هیچی عوض نکنی 

✨ همین الان یه سوره حمد و قل هوالله بخون ثوابش رو تقدیم امام زمان عج کن 

بسم الله

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 03:25:00 ب.ظ ]





  کاغذهای برات از آتش برای اموات!   ...

🔴 کاغذهای برات از آتش برای اموات !

✅ مرحوم آیت الله حاج شیخ اسماعیل جاپلقی گفت: 

جوانی به عتبات رفته و شش ماه در آن جا بود. 

🔆 در ابتدای ورود، شبی در خواب دید در وادی السلام نجف است و کاغذهایی از آسمان می‌ریزد و مردگان جمع می‌کنند؛ ولی یک نفر ایستاده و هیچ اعتنایی به آن‌ها نمی‌کند!!

💠 جوان گفت: نزدیک رفته، پرسیدم: این کاغذها چیست؟

جواب داد: دعای مسلمانان دنیا که می‌گویند: اللهم اغفر للمؤمنین والمؤمنات، به این صورت برای مردگان می‌آید؛ 

🌀 این کاغذها، برات آزادی از آتش جهنم است.

❇️ پرسیدم: چرا شما استفاده نمی‌کنید؟

♦️ گفت: من پسری دارم که‌ شب‌های جمعه یک کاسه آب برای من می‌فرستد، این کاغذها را برای کسانی که کسی را ندارند، می‌گذارم.

🔰 پرسیدم: اسم پسرت چیست؟ 

گفت: حسین و در نزدیکی صحن #امام_حسین (علیه السلام) ، بساط خرازی پهن می‌کند.

🔷 صبح که از خواب بیدار شدم، به نشانی ای که گفته بود رفتم و آن جوان را دیدم.

گفتم: شما پدر دارید؟ 

جواب داد: نه، مدتی است که از دنیا رفته است.

🔶 پرسیدم: برایش خیرات می‌فرستید؟ گفت: من چیزی ندارم، فقط شب‌های جمعه یک کاسه آب به نیت او می‌دهم. 

♻️ پس از شش ماه، دوباره همان منظره را در خواب دیدم؛ ولی این بار، آن مرد که از آن کاغذها برنمی‌داشت، برمی‌داشت.

☘️ پرسیدم: شما که گفتید این کاغذها را برای افرادی می‌گذارم که کسی برایشان خیرات نمی‌کند، پس چرا حالا برمی‌داری؟

❄️ گفت: دو هفته است که آب برایم نیامده… 

💥 صبح که از خواب بیدار شده و از احوال آن جوان جویا شدم، گفتند: دو هفته قبل از دنیا رفته است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 03:18:00 ب.ظ ]





  مشخصات ظاهری حضرت مهدی "عج"!   ...

🌕مشخصات ظاهری حضرت مهدی موعود “عج"!

🔵زیباروی نورانی!

مهدی صاحب الزمان(عج) از معدود انسانهایی است که از نهایت زیبایی صورت و اندام برخوردار است، تا آنجا که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره او فرمود:

مهدی علیه السلام طاووس اهل بهشت است که جامه هایی از نور او را در برگرفته است.

🔵خال زیبای صورت! 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

دیدگان مبارکش سرمه کشیده، محاسن مبارکش پرمو و بر گونه راست او یک خال است.

🔵قامت موزون!

علامت دیگری برای زیبایی یک فرد، اندام موزون و قد و قامت متناسب اوست که حضرت مهدی(عج) از این نعمت نیز برخوردار است. 

امام صادق (علیه السلام) در این باره فرمود:

دراز قامت متکبر و کوتاه قامت چسبیده به زمین [کوتوله] نیست، 

بلکه میان قامت است، 

سیمایی گرد، سینه ای فراخ، پیشانی ای باز و ابروانی به هم رسیده دارد و خالی بر گونه راست اوست چون دانه مشک که قطعه عنبر ساییده شده است.

🔵چهره جوان و تغییر ناپذیر!

از نشانه های دیگری که باعث زیبایی چهره آن حضرت شده است، این است که بعد از  قرنها به سر بردن در غیبت کبری، هنگامی که ظهور می کند، 

به صورت جوانی است که سیمای جوانی از آن نمایان است و گذشت زمان آن اندام زیبا را پیر و فرسوده نکرده است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

از امتحانات بزرگ خداوندی است که صاحبشان به صورت جوانی ظاهر می شود، در حالی که آنها او را پیری کهنسال تصور می کنند.

📕منابع: کتاب مکیال المکارم، کشف الغمة، بحارالانوار، منتخب الاثر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 03:15:00 ب.ظ ]





  خاطره شنیدنی سید حسن نصرالله   ...

💠خاطره شنیدنی سید حسن نصرالله از توصیه رهبر انقلاب در دوران سختی

🔸سيد حسن نصر اللّه نقل مى‌كرد، در زمانى كه حزب اللّه در فشار سختى از جانب اسرائيل بود و دچار مشكلات فراوانى بوديم خدمت مقام معظم رهبرى مدظله العالى رسيديم و از گرفتارى‌ها و مشكلات خودمان بر ايشان گفتيم. معظم له فرمودند:
بعضى وقت‌ها در ادارۀ امور كشور حل برخى مسائل براى من دشوار مى‌شود و هيچ راهى پيدا نمى‌شود، به دوستان و… مى‌گويم آماده شويد به جمكران برويم.
در مسجد مقدس جمكران بعد از راز و نياز با آقا #امام_زمان عليه السّلام احساس مى‌كنم همان‌جا دستى از غيب مرا راهنمايى كرد و در آن‌جا به تصميمى مى‌رسم و همان را عملى مى‌كنم و مشكل به اين صورت حل مى شود.


🔸سيد حسن نصر اللّه مى‌فرمود:
مقام معظم رهبرى مدظله العالى با بيان اين مطلب ما را متوجه امام زمان عليه السّلام نمود.


📚آب، آیینه، آفتاب ص۱۱۳



موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 01:31:00 ب.ظ ]





  یا صاحب الزمان   ...

🕊🖤🤍🖤🤍🖤🕊

✨یا صاحب الزمان ✨

🖤این دو ماه محرم و صفر 

 برای جدتون امام‌حسین از جان ودل گریستیم 

💔ببخش کم کارهایمان را 

💔ببخش اگر حق روضه ها را بجا نیآوردیم

✨آقا جان  

بخاطر امام‌حسین (علیه‌السلام )❤️ نیآمدی 

اما بخاطر مادر بیا …💔😭🤲

✨خدایا 

🌱بعد از 2 ماه  عزا……

بر قامت امام عصر ارواحنافداه  

         لباس فرج

و بر ما ، لباس “  تقوا  ” بپوشان 🤲

✨ اللهم عجل لولیک الفرج ✨ 

…💔💫

💔💫….

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 06:06:00 ق.ظ ]





  قرآن از تو شرمنده ام   ...

#قرآن، از تو شرمنده‌ام؛ حتی آنان که تو را می‌خوانند و تو را می‌شنوند، آن‌چنان به پایت می‌نشینند که خلایق به پای #موسیقی هر‌ روزه نشسته‌اند. اگر چند #آیه از تو‌را بخوانند، مستمعین فریاد می‌زنند #احسنت..! گویی مسابقه نفس است.
.
🍃قرآن، من شرمنده‌ام اگر به یک فستیوال مبدل شده‌ای حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول یک #معرفت است یا #رکوردگیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کردند، حفظ کنی تا این‌چنین تو را اسباب #مسابقات هوش ندانند.
.
🍃خوشابه‌حال هر کسی که دلش #رحلی است برای تو؛ آنان که وقتی تو را می‌خوانند، چنان حظ می‌کنند که گویی قرآن همین حالا بر ایشان #نازل شده است..


🍃آنچه ما با #قرآن کرده‌ایم، تنها بخشی از #اسلام است که به صلیب #جهالت کشیده‌ایم.”
.
✍دل نوشته ای از #شهیدمحسن_حاجی‌حسنی‌کارگر
.
📅تاریخ تولد: ۱۵ آبان ۱۳۶۷
.
📅تاریخ شهادت : ۲ مهر ۱۳۹۴
.
🥀مزار شهید: بهشت ثامن.روبروی صحن جمهوری حرم امام رضا

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 05:59:00 ق.ظ ]





  روایت شهادت امام رضا علیه السلام   ...

🩸 روایت #شهادت #امام_رضا علیه‌السلام 🩸

🥀 اباصلت می‌گوید: حضرت به من فرمود:

فردا من به این ظالم (مأمون) وارد می‌شوم، اگر خارج شدم در حالی که چیزی بر سر ندارم، با من صحبت کن و من با تو سخن خواهم گفت و اگر سرم پوشیده بود، با من صحبت نکن.

🥀 اباصلت گوید: صبح که شد دیدم امام علیه‌السلام لباس پوشید و و در محرابش نشست و منتظر بود که غلام مأمون وارد شد و گفت: مأمون تو را می‌خواند. امام علیه‌السلام کفش و عبایش را پوشید و بلند شد و رفت و من به دنبال او می‌رفتم تا حضرت وارد قصر شد و در پیش مأمون ظرفی بود که #انگور و میوه‌های دیگر داشت، و مأمون در حال خوردن انگور بود. هنگامی که چشمش به #امام افتاد به سمت حضرت آمد و با او معانقه کرد و صورتش را بوسید و او را با خود نشاند، بعد مقداری انگور برداشت و گفت: یابن رسول‌الله، از این #انگور بهتر من ندیدم، #امام علیه‌السلام فرمود: چه بسا انگور خوبی که از #بهشت امده است!

🥀 به امام گفت: از ان بخور…

🥀 حضرت فرمود: مرا معاف دار!

🥀 مأمون گفت: باید بخوری، چرا نخوری، لابد تو ما را متهم به چیزی می‌کنی؟!

🥀 انگور را برداشت و شروع به خوردن کرد و سپس #امام انگور را برداشت و سه دانه از آن خورد و بعد بقیه را گذاشت و بلند شد.

🥀 مأمون گفت: کجا می روی؟!

🥀 حضرت فرمود: به جایی که من را فرستادی…

🥀 پس در حالی که سرش پوشیده بود خارج شد، من با او صحبت نکردم، تا اینکه داخل خانه شد و فرمود: درب را ببند و درب بسته شد، سپس بر بستر خود خوابید و من ایستاده در صحن خانه بودم در حالی که محزون و مغموم بودم، پس در این هنگام #جوانی زیبا رو که شباهت بسیاری به #امام_رضا علیه‌السلام داشت وارد شد، به سمت او رفتم و گفتم از کجا وارد شدید در حالی که درب بسته است؟!

🥀 فرمود: همان کس که من را از مدینه اورده است، می‌تواند از درب بسته وارد کند…

🥀 عرض کردم شما کیستید؟!

🥀 فرمود: من حجت خدا بر تو هستم ای اباصلت، من محمد بن علی (#جواد) هستم.

🥀 سپس #امام_جواد علیه‌السلام به سمت پدر رفت و فرمود تا من هم وارد شوم، من هم وارد شدم. وقتی وارد شد #امام_رضا علیه‌السلام بلند شد و او را در آغوش گرفت و به سینه چسباند و بوسید و بعد در کنار بستر خود نشاند…

🥀 #امام_جواد علیه‌السلام خود را به صورت به روی پدر انداخت و او را می‌بوسید و با چیزی او را خوشحال کرد که من نفهمیدم، بعد #امام_رضا علیه‌السلام دستش را در لباسش کرد و چیزی شبیه به پرنده‌ای خارج کرد که #جوادالائمه علیه‌السلام آن را گرفت و حضرت رضا  علیه‌السلام چشم بست و به شهادت رسید.

📕 بحارالأنوار، جلد ۴۹، صفحه ۳۰۱

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[چهارشنبه 1403-06-14] [ 01:29:00 ب.ظ ]





  گناه   ...

ناراحت‌بود)):
بهش‌گفتم‌محمدحسین‌چراناراحتۍ؟!
گفت:خیلۍ‌جامعہ‌خراب‌شدھ،
آدم‌بہ‌گناه‌مۍ‌افته..
رفیقش‌گفت:خد‌اتوبہ‌رو‌
براۍ‌همین‌گذاشته…
وگفتہ‌ڪہ‌من‌گناهاتون‌رو‌میبخشم…
محمد‌حسین‌قانع‌نشد‌وگفت:
وقتۍ‌یہ‌قطرھ‌جوهر‌مۍ‌افتہ‌
روآینہ،شایددستمال‌بردارۍ‌!
وقطرھ‌روپاڪ‌کنۍ‌،ولۍ‌آینہ‌کدر‌میشه..(
#شھیدمحمدحسین‌محمدخانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1403-06-11] [ 10:48:00 ب.ظ ]





  بچه ها را در معرض چشم زخم قرار ندهید!   ...

🔴بچه ها را در معرض چشم زخم قرار ندهید!

✳️استاد محمدعلی مجاهدی نقل کرده اند:

یک سال به اتفاق همسر و دختر چهار ساله‌ام عازم مشهد مقدس شده ‌بودیم. در همان روز ورود به مشهد بلافاصله پس از عتبه بوسی  علی بن موسی الرضا علیه السلام ، توفیق زیارت آقای مجتهدی را پیدا كردیم.

💠دخترم لباس عربی چین داری به تن داشت و درحیاط خانه سرگرم بازی بود. 

🌹 آقای مجتهدی رو به من و همسرم كرده، فرمودند:

چرا در حق این كودك معصوم ظلم می‌كنید؟!

💥 شنیدن جمله عتاب آمیز آن مرد خدا برای ما بسیار سنگین آمد! زیرا در حد توانی كه داشتیم چیزی از دخترمان فرو گذار نمی‌كردیم.

🌷هنگامی كه آن مرد خدا تعجب ما را دید، فرمود:

این بچه دارد از بین می‌رود! طبیعت كودك خیلی لطیف است و تاب چشم زخم ندارد…!

❄️از شنیدن این مطلب، تعجب من و همسرم بیشتر شد زیرا به چشم خود می‌دیدیم كه دخترمان با شادی كودكانه خود سرگرم بازی كردن است و مشكلی ندارد!

⚡️دقایقی گذشت ناگهان دخترم نقش زمین شد و رنگ چهره‌اش تغییر كرد و نفسش به شماره افتاد!

🍀 من و همسرم از دیدن این صحنه به اندازه‌ای دست و پای خود را گم كرده ‌بودیم كه نمی‌دانستیم چه باید بكنیم؟!

🌺حضرت آقای مجتهدی آمدند و دخترم را در آغوش گرفتند و در حالی كه ذكری را زمزمه می‌كردند، بر روی او می‌دمیدند!

🌾دخترم پس از چند دقیقه‌ای، رفته ‌رفته حالت طبیعی خود را پیدا كرد و باز سرگرم شیطنت‌های كودكانه خود شد!

✨حضرت آقای مجتهدی در حالی كه ما را به صرف میوه دعوت می‌كردند، رو به همسرم كرده فرمودند:

🍃خانم همشیره! لزومی ندارد كه این لباس زیبا را بر تن این كودك كه خود بسیار زیبا است بپوشانید و بعد او را از میان كوچه و بازار عبور دهید و نظر مردم را به طرف او جلب كنید! 

📝وآنگهی چرا به هنگام بیرون آمدن از خانه صدقه ندادید؟! می دانید كه صدقه، رفع بلا می‌كند!

💠آن مرد خدا راست می‌گفت. هنگامی كه به دیدار او می‌رفتیم در بین  راه بسیاری از افراد دختر خردسالم را به هم نشان می‌دادند و سرگرم تماشای او می‌شدند و ما از این مطلب غافل بودیم كه به دست خودمان داریم برای او درد سر ایجاد می‌كنیم…

🌿🌿🌿🌿🌺🌼🌸🌿🌿🌿

📕کرامات شیخ جعفر مجتهدی ره

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[شنبه 1403-06-10] [ 11:18:00 ب.ظ ]





  حکایت حاکم نیشابور ومرد کشاورز   ...

روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید. حاکم پس از دیدن آن مرد بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند. روستایی بی نوا با ترس و لرز در مقابل تخت حاکم ایستاد.

به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند. حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب هم به او بدهید. حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد به مرد کشاورز گفت میتوانی بر سر کارت برگردی. ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند، حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت!

همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا، منتظر توضیح حاکم بودند! حاکم از کشاورز پرسید : مرا می شناسی؟ کشاورز بیچاره گفت : شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید. حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟ سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود.

حاکم گفت: بخاطر داری بیست سال قبل که من و تو با هم دوست بودیم، در یک شب بارانی که درِ رحمت خدا باز بود، من رو با آسمان کردم و گفتم خدایا به حقّ این باران و رحمتت، مرا حاکم نیشابور کن! و تو محکم بر گردن من زدی و گفتی که ای ساده دل! من سالهاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم، هنوز اجابت نشده، آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟!

یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد. حاکم گفت: این هم قاطر و پالانی که می خواستی، این کشیده هم تلافی همان کشیده ای که به من زدی! فقط می خواستم بدانی که برای خدا، حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد! 

“نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ” : “بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ ی مهــــربانم ❤️!”

این ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد. از خدا بخواه، و زیاد هم بخواه. خدا بی نهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بی انتهاست و به خواسته ات ایمان داشته باش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[سه شنبه 1403-06-06] [ 11:46:00 ب.ظ ]





  آثار خوب حرف زدن   ...

✍آثار خوب حرف زدن

سخن نیکو پنج عمل را به دنبال دارد:

🔹روزی را زیاد می کند؛

🔹ثروت می آورد؛

🔹مرگ را به تأخیر می اندازد؛

🔹شخص را وارد بهشت می کند؛

🔹شخص را در میان خانواده محبوب می کند.

▪️امام سجاد علیه السلام

📚خصال شیخ صدوق، ص ٤٣٥

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 09:35:00 ب.ظ ]





  مراقب کربلاهایمان باشیم   ...

🔴مراقب کربلاهایمان باشیم…

🔵آیت الله #فاطمی_نیا :

🔸مرحوم حاج شیخ رجبعلی خیاط با عده ای به #کربلا مشرف شده بودند. در میان آنها یک زن و شوهری بودند. 

🔹یک روز که پس از #زیارت از حرم بیرون آمده و برمی گشتند، این زن و شوهر با فاصله زیادی از شیخ و در پشت سر ایشان راه می رفتند، در میان راه در ضمن صحبتی که بین آنها می شود، آن خانم یک نیشی به شوهرش زده و سخنی آزاردهنده به وی می گوید.

هنگامی که همه وارد منزل و محل استراحت می شوند و آقا شیخ رجبعلی به افراد زیارت قبول می گوید، به آن خانم که می رسد، می فرماید: تو که هیچ، همه را ریختی زمین!

آن خانم می گوید: ای آقا! چطور؟ من این همه راه آمده ام کربلا، مگر من چکار کرده ام؟!

فرمود: 

🔹از #حرم آمدیم بیرون، نیشی که زدی، همه اش رفت!

📚 نکته ها از گفته ها، دفتر اول

#امام_زمان

#اربعین 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[دوشنبه 1403-06-05] [ 10:37:00 ب.ظ ]





  انس با قرآن کریم   ...

​🌹انس با قرآن کریم 

🔸هرچیزی رهایش کنی پژمرده می شود به جز قرآن! که اگر رهایش کردی، خودت پژمرده خواهی شد…
خدایا قرآن را بهار دلهای ما قرار ده
آمین 🤲

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[شنبه 1403-06-03] [ 11:06:00 ق.ظ ]





  چه مقدار باید خوردن؟   ...

✍:. چه مقدار باید خوردن؟ :.

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

🔹در سیرت اردشیر بابکان آمده است که حکیم عرب را پرسید که روزی چه مایه طعام باید خوردن؟؟

🔸گفت: صد درم سنگ کفایت است..گفت این قدر چه قوّت دهد؟؟

🔹گفت: هذا المِقدارُ یَحمِلُکَ و ما زادَ عَلی ذلک فَانتَ حامِلُه.. یعنی این قدر ترا بر پای همی‌دارد و هر چه برین زیادت کنی تو حمال آنی..

▪️خوردن براى زیستن و ذکر کردن است

▪️تو معتقد که زیستن از بهر خوردن است

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 11:03:00 ق.ظ ]





  قبل از ظهور باید تزکیه نفس کرد   ...

✅ قبل از ظهور باید تزکیه نفس کرد

اگر بدانید چقدر امام زمان علیه السلام غریب هستند

 وچقدر طرفداران حق اندک هستند،

آن وقت قدر توجه خودتان به امام زمان علیه السلام را خواهید دانست،

که چقدر بشارت ها و رویاهای صادقانه برای همین جمعی که 

درراه خودسازی وتزکیه نفس وجلب رضایت حضرت بقیه الله ارواحنافداه قدم برمی دارند،دیده شده است؛

لذا آنهایی که ضعیف اند

 سعی کنند از قافله عقب نمانند.

چون بعد ازظهور،

آن روزی که رجعت شروع می شود،

ایمان آوردن فایده‌ای ندارد.

کوشش کنید قبل از ظهور آن حضرت جزء مومنین به غیب و

جزء برادران پیغمبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) باشید.

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) دودسته رابرادرخود خواند. 

یک) علی بن ابیطالب علیه السلام 

 دوم) مومنین به غیب

 که در عصر غیبت ازخواب غفلت بیدار شده‌اند 

 و خود را به مقام یاران امام زمان علیه السلام رسانده‌اند.

فرمایشات استاد معظم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی رحمت الله علیه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:47:00 ق.ظ ]





  ظلم به حیوانات!   ...

🔺ظلم به حیوانات!
▫️فرزند علامه:


🔹روزی خدمت پدر- #علامه_حسن_زاده_آملی- بودم. ایشان درحال بیان مسئله‌ای نسبت به حیوانات بودند که فرمودند: «حیوانات را اذیت و آزار نکنید زیرا آنها هم موجودات خداوند هستند».

🔸سپس این مطلب را نقل کردند و گفتند: «فردی در آمل با پاهای شکسته و عصازنان نزد من آمد و گفت آقا! من چند روز پیش که از منزل خارج می‌شدم، دیدم یکی از اردک‌ها یک لنگ کفشم را در دهانش گرفته و دو متر آن طرف‌تر برده است؛ من هم سنگی برداشتم و از دور به سمت اردک پرتاب کردم؛ آن سنگ به پای اردک خورد و پای آن شکست و به پوستش آویزان شد؛ یعنی شدت ضربه به حدی بوده که پای حیوان قطع شده بود!

⚡️این اردک برگشت و نگاهی به من کرد. من نیز کفشم را پوشیدم و به سمت خیابان رفتم. هنوز چند دقیقه‌ای طول نکشیده بود که تصادف کردم و جفت پاهایم شکستند!

🍁آنگاه علامه فرمودند:«خیال نکنید که حیوانات، چون اسم حیوان روی آنهاست کاری از دستشان ساخته نیست. روایت است که بعضی از پرندگان حلال گوشت، فردا در قیامت از دست شخصی که او را شکار کرده است، شکایت می‌کنند و می‌گویند این فرد نیازی به گوشت من نداشت و برای سرگرمی‌، من را شکار کرد.

▪️ایشان می‌فرمودند:«مواظب حیوانات باشید!».



موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[پنجشنبه 1403-06-01] [ 11:48:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما