یامهدی
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


مرداد 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        





جستجو





  صورت برزخی   ...

??????????

صورت برزخی شما چیست؟

? ده گروه از امت اسلام صورت‌هایشان تغییر می‌کند:

پیامبر اکرم فرمودند: «ده صنف از امت من متفرّق محشور می‌شوند؛ به طوری‌كه خداوند آن‌ها را از مسلمانان جدا کرده و صورت‏‌هاى آن‌ها را تغییر می‌هد.

✅ گروهى از آنان به صورت بوزينه و گروهى به صورت خوك ? محشور می‌شوند؛ 

برخی از آنان صورتشان به طرف پائين و پاهايشان به طرف بالا، به عكس قرار دارد و بدين كيفيت در محشر كشيده می‌شوند؛  برخی دیگر نابينا هستند و با حالت كورى به اين طرف و آن طرف‏ متحيرانه می‌دوند؛

برخی نیز كر‌ و لال‌اند و ابداً تعقل و ادراك ندارند؛ برخى زبان‌هاى خود را در حالی‌كه به روى سينه‌هايشان افتاده است می‌جوند و چرك و خون از دهان‏‌هاى آن‌ها جارى است، به طوری‌كه اهل محشر از اين منظره نفرت دارند؛ برخى دیگر دست‏‌ها و پاهايشان بريده است؛

برخى نیز به شاخه‏‌هایى از آتش به دار آويخته شده‏ بودند؛ گروهى نیز بوى گندشان از بوى جيفه و مردار بيشتر است و گروهى دیگر به لباس‏‌هایى از زِفْت و قير كه به بدنشان چسبيده است ملبس‌اند.

? ??? ? ?? ? ?

اما آنان كه به صورت بوزينه هستند، در دنیا اهل سخن‌چينی بوده‌اند؛ آنان كه به صورت خوك هستند، اهل خوردن مال حرام‌اند؛ آن كسانی‌كه واژگون به روى زمين كشيده می‌شوند، آنان رباخواران‌اند؛ آنان كه نابينا هستند، افرادى هستند كه در وقت حكم مراعات عدالت را نکرده و در بين مردم ظلم و ستم می‌کردند؛

آنان كه کر و لال‌اند، کسانی هستند كه به كردار خود، خودپسندانه می‌نگریستند. آنان كه زبان‏‌هاى خود را می‌جوند، علما و خطبائى هستند كه گفتار آن‌ها با كردارشان مطابقت ندارد. آنان كه دست‏‌ها و پاهايشان بريده است، افرادى هستند كه همسايگان خود را آزار می‌دادند.

آنان‌كه به دارهاى آتشين آويخته شده‌اند، جاسوسانی هستند كه اخبار مردم را به نزد سلطان می‌برند؛ آنان كه بوى گندشان از جيفه و مردار بيشتر است، افرادى هستند كه از لذات و شهوات پيروى کرده و از اموال خود حق خدا را نمی‌دادند؛

و آنان‌كه لباس‌هایى مانند قيرِ چسبيده‏ به بدن دارند، آنان اهل كبر و خودپسندى و تفاخر بودند.

?مجمع البيان،ج 5،ص423.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[جمعه 1401-05-07] [ 09:05:00 ب.ظ ]





  تربیت کودک سیره علما   ...

♻️?♻️?♻️?♻️?♻️

?هدیه ای بسیار ارزشمند

آیت الله  آقا مجتبی تهرانی (رحمة الله علیه) : من نسبت به هر پنج بچه ای که دارم در پنج نمازی که در شبانه روز می خواندم دعا می کردم: می گفتم خدایا : فرزندم سالم باشد، صالح باشد، خوش روزی باشد، خوش قدم باشد. با این ۴ دعا، دنیا و آخرت را با هم جمع کرده بودم. ضرر هم نکردم. نه در دخترش نه در پسرش الحمدلله. خودم این کار را کردم. 

ایشان در سخنرانی خود میفرمودند : … حتماٌ این را یادداشت کن. من کاری که خودم کردم را می خواهم برای شما بگویم و هر کاری که برای بچه های خودم کرده ام را به شما هم یاد می دهم … 

فرمودند ما روایت داریم که از امام هشتم است که بعد از هر نماز فریضه، مۆمن یک دعای مستجاب دارد شما بعد از هر نماز واجب هم خودت و هم خانمت از زمانی که می خواهید تصمیم به بچه دار شدن بگیرید تا موقع بارداری و حتی بعد از بارداری و حتی بعد از آن گفتند فرزند بزرگ من 50 سالش هست هنوز دارم این کار را می کنم و فرمودند این کار را بکنید:

یک صلوات می فرستی و بعد یک استغفار می فرستی که این فرمایش ایشان هم مبتنی بر روایات است که روایت داریم : بنده اگر حاجت خود را بین دو صلوات قرار دهد خدا حیا می کند که طرفین را که صلوات است اجابت کند و وسط را باقی بگذارد و فرمودند استغفار می کنی و دوباره صلوات می فرستی صلوات دوم را که فرستادی همین طور فارسی می گویی:

خدایا اولاد من را و فرزندان من را سالم، صالح، خوش قدم، خوش روزی و عاقبت به خیر قرار بده و بعد از این هم دوباره یک صلوات بفرست.

 

می فرمودند:"من مقید بودم 

و در همه نمازهایم این کار را انجام دادم و یک بار هم این کار را تعطیل نکردم.”

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:59:00 ب.ظ ]





  جرعه ای از معرفت   ...

#جرعه‌ای_از_معرفت 

?میرزا اسماعیل دولابی رحمةالله

?لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو.

 حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راستی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.


 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:56:00 ب.ظ ]





  عاقبت سیاه پوشیدن برای امام حسین   ...

⚫️عاقبت سیاه پوشیدن برای آقا امام حسین علیه السلام

یکی از نمایندگان حضرت آیت الله ابوالقاسم خوئی رحمت الله علیه می‌گوید:

یک سالی در ایام محرم و صفر در نجف اشرف خدمت ایشان رسیدم ودر آن گرمای شدید ایشان را درحالی دیدم که از سرتاپایشان سیاه پوش بود، حتی جوراب های ایشان نیز سیاه بود.

من درحالی که تعجب کرده بودم و نگران حال ایشان بودم از آقا سوال کردم: 

فکرنمیکنید با این وضعیت سرتاپا سیاه پوش در این هوا، ممکن است مریض و یا گرمازده شوید؟؟!

ایشان در پاسخ فرمودند: فلانی من هر چه دارم از سیاه پوشی سرتاپا برای حضرت سیدالشهداء علیه السلام دارم.

پرسیدم: چطور؟

فرمود:بنشین تا برایت تعریف کنم:

پدر من مرحوم حاج سیدعلی اکبر خوئی از وعاظ و منبری های معروف زمان خود بود.همسرش که مادر من باشد هرچه از ایشان باردار میشد پس از دو سه ماه بارداری بچه اش سقط میشد و خلاصه بچه دار نمیشدند.

روزی پس از آنکه پدرم از منبر پائین می آید، زنی به او میگوید آسیدعلی اکبر شما که به ما سفارش میکنید چرا خودتان متوسل نمیشوید تا بچه دار شوید؟

پدرم این حرف را به مادرم بازگو میکند،

مادرم می‌گوید خب راست گفته، چرا خودت چیزی نذر امام حسین علیه السلام نمی‌کنی تا حضرت عنایتی فرموده و ما نیز بچه دار شویم؟

پدرم میگوید: ما که چیزی نداریم تا نذر کنیم؟

مادرم در جواب می‌گوید حتما لازم نیست چیزی داشته باشیم تا نذر کنیم،

 اصلا شما نذر کن که امسال تمام 2 ماه محرم و صفر را برای امام حسین علیه السلام از سر تا پا، حتی جوراب و کفشتان هم سیاه باشد و سیاه بپوشید.

در آن سال پدرم به این نذر عمل کرد و از اول محرم تا پایان ماه صفر سرتاپا سیاه پوش شد.در همان سال هم مادرم باردار میشود و 7ماه نیز از بارداری اش میگذرد و بچه اش سقط نمی‌شود.

یک شبی یکی از طلبه ها که از شاگردان پدرم بوده در آخرشب درب منزل ایشان می آید.

وقتی پدرم درب را باز می‌کند پس از سلام و احوال پرسی عرض می‌کند که من یک سوال دارم.

پدرم می‌گوید بپرس.

طلبه می‌پرسد آیا همسرشما باردار است؟

ایشان با تعجب می‌گوید بله،تو از کجا می‌دانی؟

ناگهان آن طلبه شروع به گریه کردن میکند و می‌گوید: آسیدعلی اکبر من الان خواب بودم، در خواب وجود مبارک پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردم.

حضرت فرمودند: برو و به آسیدعلی اکبرخوئی بگو که بخاطر آن نذری که برای فرزندم حسین کردی و 2 ماه از سرتاپا سیاه پوشیدی 

این بچه ای را که 7 ماه است همسرت در رحم دارد را ما حفظ میکنیم و او سالم میماند و ما او را بزرگ میکنیم و او را فقیه و عالم در دین میگردانیم و به او شهرت میدهیم.

و او را به نام من “ابوالقاسم” نام بگذار…

حالا فهمیدی که من هرچه دارم از سیاه پوشی سرتاپایی دارم؟…..

?صلی الله علیک یا اباعبدالله?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 03:44:00 ب.ظ ]





  چگونه محرمی امام زمانی داشته باشیم   ...

چگونه محرمی  امام زمانی داشته باشیم ؟

بنابراین چند نکته و توصیه قبل وارد شدن ماه محرم الحرام?

■مجالس عزایمان باید بر مدار صاحب عزا بچرخد؛

همان کسی که تمام عالم هستی، امروز بر محور او میچرخد.

■ آداب قابل توجه برای شرکت درمجالس عزای امام حسین علیه السلام 

1_ درشروع و اقامه عزاداری وپایان آن از حضرت ولی عصر ارواحنافداه اذن بگیریم.

2_ برای تسلیت و دلجویی از امام زمان ارواحنا فداه با حالت حرن واندوه وارد شویم

3_ در ورود به روضه ها به احترام صاحب مصیبت ، لحضه ای با تامل به آنحضرت سلام کنیم 

4_بهترین مکانها برای زیارت ودیدن آن بزرگوار مجالس عزاداریست ، با اشتیاق  به قصد زیارتشان در مجالس عزاداری شرکت کنیم و یقین بدانیم که صاحب عزا ما را می بیند…

5_در عزای سید الشهداء علیه السلام اشکهای خود را نذر فرج و سلامتی یوسف زهراء علیهاالسلام نمائیم.

6_بعد از گریه برمصائب جد بزرگوارشان برای تعجیل در فرج دعا نموده تا مشمول دعای خاص آن حضرت گردیم.. 

7_توجه در روضه ها  به شدت حزن وگریه های  امام زمان روحی فداه  وهمراه شدن با آن بزرگوار در نحوه عزاداری

8_ احترام به همه شرکت کنندگان  باتوجه به مخفی بودن حضرت ولی عصر روحی فداه  در بین عزاداران

9-تجدید عهد و میثاق با صاحب عزا و عزم جدی و درخواست راسخ برای ترک گناه و انجام واجبات

10-دعا برای ظهور و عمل به وظایف منتظران بالاترین تسلای قلب جمیع مصیبت زدگان اهل  آسمان و زمین عاشوراست….

اللهم عجل لولیک الفرج

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:42:00 ب.ظ ]





  چرا خرج فقرا نمیکنین؟   ...

??????????????????

? پرسید چرا این‌قدر برای #اربعین و امام‌حسین"ع” هزینه میکنید چرا به فقرا کمک نمیکنین؟     

                                     *خیلی محترمانه* پاسخ 

*?سالانه پیش از ۷۰۰ میلیارد تومان خرج #کنسرت‌ها می‌شود که فقرا اجازه‌ی ورود به کنسرت را ندارند زیرا که توان مالی، شرط ورود به کنسرت است.*

*چرا این هزینه را به فقرانمی‌دهید؟؟؟*

*?سالانه ۱۰ تریلیون و ۲۰۰ میلیارد تومان لوازم آرایشی خریداری می‌شود و ایران هفدمین کشور مصرف کننده‌ی #لوازم‌آرایشی در جهان است چرا این پول را خرج فقرا نمی‌کنید ؟؟؟*

*۱۰ تریلیون پول کمی نیست!!! *

*?ایرانیان در سال ۳۲۵۰ میلیاردتومان صرف خرید سیگار می‌کنند و تنها درمان به خاطر مصرف سیگار ۷۲۰۰ میلیارد تومان هزینه برای بیماران سیگاری به همراه داشته است، چرا این هزینه را صرف فقرا نمی‌کنید؟؟؟؟** 

*? ۲میلیون ایرانی در سال به ترکیه? می‌روند و ۸۰۰۰ هزار میلیارد تومان هزینه می‌کنند آیا بهتر نیست این هزینه را به فقرا بدهند؟؟؟* 

*? بیش از ۲۸۰ هزار ایرانی در سال به امارات می‌روند و بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان هزینه‌ی سفر آنها می‌شود بهتر نیست این هزینه را به فقرا بدهید.*.. 

*? بیش از ۸۰ هزار ایرانی در سال به تایلند? می‌روند و پیش از ۴۰۰ میلیارد تومان هزینه‌ی سفر ایرانیان به تایلند است، بهتر نیست این هزینه را به فقرا داد؟؟؟*

*? بیش از ۷۲ هزار ایرانی در سال به مالزی می‌روند و هزینه‌ی سفر ایرانیان  حدود ۳۶۰ میلیارد تومان است بهتر نیست این هزینه را به فقرا بدهند؟؟؟؟*

? سوال!  

*✅چرا فقط نزدیک محرم و اربعین، فقرا و نیازمندان برای عده‌ای دین‌ستیز مهم می‌شوند؟*؟

*چرا در هنگام سفر به تایلند و آنتالیا فقرا و نیازمندان مهم نیستند؟*

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 11:46:00 ق.ظ ]





  جوان گنه کارولذت آماده   ...

#توبه_جوان_گناهکار

زنی با کشتی مسافرت می نمود. در وسط دریا کشتی گرفتار توفان شد تمام سرنشینان آن غرق شدند مگر زن، محکم به تخته پاره ای چسبیده و به ساحل رسید.

در آنجا جوان راهزن و فاسقی که از هیچ گناهی فروگذار نمی کرد، زندگی می نمود. وقتی که چشمش به آن زن افتاد، خوشحال شد و به طرفش رفت و پرسید تو از جنّی یا انس؟ گفت: 

من انسانم. جوان فاسق به آن زن نزدیک شد و همین که خواست دست خیانت به سوی آن زن دراز کند. 

دید آن زن مضطرب شده و می لرزد، پرسید: 

چرا مضطربی؟ آن زن اشاره به آسمان کرد و گفت: 

از خدایم می ترسم، پرسید: 

هرگز گرفتار این گونه گناه شده ای؟ گفت: نه، به عزّت خدا سوگند که هرگز این گناه را مرتکب نشده ام، گفت: 

تو هرگز چنین کاری نکرده ای، چنین از خدا می ترسی و حال آن که به اختیار تو نیست و تو را به جبر به این کار وا می دارم ! پس من اولایم به ترسیدن و سزاوارم به خائف بودن، پس برخاست و از عمل خود پشیمان شد و به درگاه الهی توبه نمود .

او آن زن را رها نموده و به سوی خانه خود روان شد. در بین راه به راهبی برخورد و با او همسفر گردید؛ وقتی که مقداری راه رفتند، هوا بسیار گرم شد و نور خورشید آنها را اذیت نمود.

راهب به آن جوان گفت: 

دعا کن که خدا ابری بفرستد تا بر ما سایه افکند، جوان گفت: 

من در پیشگاه خدا خجلم، زیرا علاوه بر آن که حسنه ای ندارم، بلکه غرق گناهم. راهب گفت من دعا می کنم و تو هم آمین بگو، چنین گردند، بعد از مدت کمی، ابری بر سر ایشان پیدا شد و سایه افکند.

مقداری از راه با هم بودند تا بر سر دوراهی رسیدند و با هم وداع نمودند، جوان به راهی رفت و راهب به راه دیگر روان شد، ناگهان راهب متوجّه شد که، بر بالای سر جوان سایه افکنده است، فوری خودش را به آن جوان رساند و گفت: 

تو از من بهتری، زیرا که دعای من با آمین شما مستجاب شد، بگو چه کرده ای که مستحق این کرامت شده ای ؟

جوان قضیه خود را نقل کرد، راهب گفت: چون از خوف خدا، ترک معصیت او کردی، خدا گناهان گذشته تو را آمرزیده است، سعی کن که بعد از این خوب باشی.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:58:00 ق.ظ ]





  یک داستان یک عبرت   ...

.                                      بسم الله الرحمن الرحیم

ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺳﻦ ٧٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﭼﺎﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺕ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﺒﻮﺩ .

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺩارو ، ﺩﮐﺘﺮ ﺑﻪ

ﺍﻭ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻋﻤﻞ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺩﺍﺩ و ﻣﺮﺩ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩ …

ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﺧﺺ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ بیمارستان ،  برگ تسویه حساب ﺭﺍ به پیرمرد ﺩﺍﺩن تا هزینه ی جراحی را بپردازد .

پیرﻣﺮﺩ همینکه برگه را گرفت ؛ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔتن ﻣﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺗﺨﻔﯿﻒ ﺑﺪﻫﯿﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ .

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻔتن ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺭﺍ ﻗﺴﻄﯽ بگیریم

ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺵ ﺷﺪﯾﺪﺗﺮ ﺷﺪ

ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪنﮔﻔﺖ ﭘﺪﺭﺟﺎﻥ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ تو را ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ

نمیتوانی هزینه را ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯼ

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ ﺑﻠﮑﻪ

ﺍﯾﻨﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ٧٠ ﺳﺎﻝ به من ﻧﻌﻤﺖ ﺑﯿﻨﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻋﻄﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻫﯿﭻ برگه تسویه حسابی ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠﺶ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩ .

ﭼﻘﺪﺭ ﮐﺮﯾﻢ ﺍﺳﺖ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻧﻌﻤﺎﺕ ﺭﺍ به ﻣﺎ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ داده ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠﺶ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﺪ جز اینکه با او باشیم …

ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﺎ ﻗﺪﺭ ﺁﻥ ﻧﻌﻤﺎﺕ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﻭ ﺷﮑﺮﺵ ﺭﺍ به جا

نمی آوریم ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﻥ ﻧﻌﻤﺖ ﺭﺍ از دست بدهیم …

شراب شوق می نوشم به گرد

یار می گردم

سخن مستانه می گویم ولی

هشیارمی گردم

گهی خندم،

          گهی گریم،

                  گهی افتم

                          گهی خیزم

مسیحا در دلم پیدا و من بیمار

می گردم…!!

مولانا‌

                                                            فاعتبروا یا اولی الابصار

                                                        

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:53:00 ق.ظ ]





  نه سیخ بسوزد نه کباب   ...

نه سیخ بسوزه نه کباب

شجاع ‌السلطنه پسر فتحعلی ‌شاه، زمانى حاکم کرمان بود. 

او در آنجا متوجه شده بود که ترکه‌ های نازک انار می‌توانند نقش سیخ کباب را ایفا کنند. 

و کباب بر سیخی که چوبش انار باشد خوشمزه ‌تر هم می‌شود.

بدین جهت پخت کباب با چوب انار را باب کرد که در کرمان به «کباب حسنی» معروف شد؛ و حاکم وقتی میل کباب داشت به نوکرها میگفت: 

طوری کباب را بگردانید که نه سیخ بسوزد نه کباب.

این دستور او بعدها ضرب‌المثل شد و در واقع مصداق همان اعتدال است که این روزها ورد زبان این و آن شده است…

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:31:00 ق.ظ ]





  هنوز دو قورت ونیمش باقیه   ...

هنوز دو قورت و نیمش باقیه

سلیمان از پیشگاه قادر مطلق خواست که اجازه دهد تمام جانداران را به صرف یک وعده غذا دعوت کند.

حق تعالی گفت: رزق و روزی تمام جانداران عالم با اوست و سلیمان از عهده این کار بر نخواهد آمد؛ بهتر است زحمت خود زیاد نکند. ولی سلیمان بر اصرار خود افزود و استدعای وی مورد قبول واقع شد و خداوند به همه موجودات زمین فرمان داد تا فلان روز به ضیافت بنده محبوب من بروید.

سلیمان دستور داد تا آماده تدارک طعام برای روز موعود شوند. وی در کنار دریا جایگاه وسیعی ساخت و دیوان هم انواع غذاهای گوناگون را در هفتصد هزار دیگ پختند. سلیمان بر تخت زرینی نشست و علمای اسرائیل نیز دور تا دور او نشسته بودند از جمله آصف ابن برخیا وزیر کاردان وی.

آنگاه سلیمان فرمان داد تا جمله موجودات جهان برای صرف غذا حاضر شوند. ساعتی نگذشت که ماهی عظیم الجثه از دریا سر بر آورد و گفت:

خدای تعالی امروز روزی مرا به تو حواله کرده است بفرمای تا سهم مرا بدهند…

سلیمان گفت: این غذاها آماده است مانعی وجود ندارد و هر چه میخواهی بخور. ماهی به یک حمله تمام غذاها و خوراکیهای آماده شده را بلعید و گفت: یا سلیمان سیر نشدم غذا میخواهم؟

سلیمان گفت: مگر رزق روزانه تو چقدر است؟ این طعامی بود که برای تمام جانداران عالم مهیا کرده بودم؟ ماهی گفت: خداوند عالم روزی مرا روزی سه بار و هر دفعه سه قورت تعیین کرده است؛ الان من نیم قورت خورده ام و دو قورت و نیم دیگر باقی مانده که سفره تو برچیده شد. سلیمان از این سخن مبهوت شده و به باری تعالی گفت: 

به درستی که روزی دهنده خلق فقط توئی ….

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:30:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما