یامهدی
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


مرداد 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        





جستجو





  داستان کوتاه وپند آموز   ...

✅داستان کوتاه و پندآموز

✍پسربچه اي پرنده زيبايي داشت. او به آن پرنده بسيار دلبسته بود. حتي شبها هنگام خواب، قفس آن پرنده را كنار رختخوابش مي گذاشت و مي خوابيد. اطرافيانش كه از اين همه عشق و وابستگي او به پرنده باخبر شدند، از پسرك حسابي كار مي كشيدند. هر وقت پسرك از كار خسته مي شد و نميخواست كاري را انجام دهد، او را تهديد مي كردند كه الان پرنده اش را از قفس آزاد خواهند كرد و پسرك با التماس مي گفت: نه، كاري به پرنده ام نداشته باشيد. هر كاري گفتيد انجام مي دهم.

تا اينكه يك روز صبح برادرش او را صدا زد كه برود از چشمه آب بياورد و او با سختي و كسالت گفت، خسته ام و خوابم مياد، برادرش گفت: الان پرنده ات را از قفس رها مي كنم، كه پسرك آرام و محكم گفت: خودم ديشب آزادش كردم رفت، حالا برو بذار راحت بخوابم. كه با آزادي او خودم هم آزاد شدم. 

?اين حكايت همه ما است. تنها فرق ما، در نوع پرنده اي است كه به آن دلبسته ايم.  پرنده بسياري پولشان، بعضي قدرتشان، برخي موقعيتشان، پاره اي زيبايي و جمالشان، عده اي مدرك و عنوان آكادميك و خلاصه شيطان و نفس، هر كسي را به چيزي بسته اند و ترس از رها شدن از آن، سبب شده تا ديگران و گاهي نفس خودمان از ما بيگاري كشيده و ما را رها نكنند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[دوشنبه 1401-05-03] [ 02:15:00 ب.ظ ]





  حکایت   ...

?⇨﷽

?حکایت

❄️⇦ ﺩﻭ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﻣﻨﻄﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ :ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ ؛ ﯾﮑﯽ ﺗﻤﯿﺰ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﺜﯿﻒ ؛ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺣﻤﺎﻡ ﮐﻨﻨﺪ ؛ ﺷﻤﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ ؟

❄️⇦ ﻫﺮﺩﻭ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻧﺪ : ﻣﺴﻠﻤﺎ ﮐﺜﯿﻔﻪ ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ؛ ﺗﻤﯿﺰﻩ ؛ ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﺜﯿﻔﻪ ﻗﺪﺭ ﺁﻧﺮﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ؛ ﭘﺲ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ﺷﺎﮔﺮﺩﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﺗﻤﯿﺰﻩ

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻧﻪ ؛ ﮐﺜﯿﻔﻪ ؛ ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﺩ .

❄️⇦ ﭘﺲ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺣﻤﺎﻡ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ؟ﺷﺎﮔﺮﺩﻫﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﮐﺜﯿﻔﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ؛ ﻫﺮ ﺩﻭ ؛ ﺗﻤﯿﺰﻩ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﻋﺎﺩﺕ ﻭ ﮐﺜﯿﻔﻪ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﺩ 

❄️⇦ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﮐﺪﺍﻡ ﺣﻤﺎﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ ؟ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺑﺎ ﺳﺮﺩﺭﮔﻤﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻧﺪ : ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ : ﻧﻪ ؛ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ؛ ﭼﻮﻥ ﮐﺜﯿﻔﻪ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﻤﯿﺰﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ … ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺩﻫﯿﻢ ؟ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻓﻌﻪ ﻫﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ !!! 

❄️⇦ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻔﺖ :

ﺧﺐ ﭘﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯾﺪ ؛ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ : ﻣﻨﻄﻖ ، ﺧﺎﺻﯿﺖ ﻣﻨﻄﻖ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﯽ ! ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻄﻖ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎست…

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:11:00 ب.ظ ]





  عضو گروه ۹۹   ...

#عضو_گروه99

پادشاهی دید که خدمت‌کاری بسیار شاد است.

از او علت شاد بودنش را پرسید. خدمتکار گفت: 

قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم.

پادشاه موضوع را به وزیر گفت. وزیر هم گفت: 

قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است، پادشاه پرسید گروه ۹۹ دیگر چیست؟ وزیر گفت: 

قربان  یک کیسه برنج را با ۹۹ سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید ، و چنین هم شد.

خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه و سکه‌ها بسیار شاد شد و شروع به شمردن کرد، ۹۹ سکه؟ و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا ۱۰۰ تا نیست، همه جا را زیر و رو کرد ولی اثری از یک سکه نبود. 

او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه طلای دیگر پس انداز کند، او از صبح تا شب سخت کار می‌کرد، و دیگر خوشحال نبود. وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت: 

قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضای این گروه کسانی‌ند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند.

خوشبختی در سه جمله است:

تجربه از دیروز

استفاده از امروز

امید به فردا …

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی را تباه می‌کنیم: 

حسرت دیروز

اتلاف امروز

ترس از فردا

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:09:00 ب.ظ ]





  پیر پاره دوزومیر داماد   ...

⚜پیـــر پاره دوز (پالان دوز) و میــرداماد

روزی از روزها سید محمد باقر (میرداماد) و شیخ‌بهایی در گذرگاهی به پیرمردی پاره دوز (پاره دوز اصطلاح مشهدی ها به کفاش بوده است که به غلط پالان دوز شهرت یافته است) 

برخورد میکنند. تصمیم میگیرند نعلین را جهت مرمت به پیر بسپارند. 

در حین کار هر دو - که از مستثناهای قـــرن بودند - متوجه میشوند که پیر در حین کار مشغول به ذکر گویی است و همه ذکــــــــــرها هم مورد عنایت حق تعالی قرار میگیرد.

شیخ بهایی به میرداماد اشاره میکند که بواسطه ی تقوای پیرمرد فقیر چیزی به او عطا کند - 

چون این نوع کار از تخصص های میرداماد بود - 

میرداماد دست میبرد و مشته ی فولادی پاره دوز را که مخصوص کوبیدن روی بخیه ها بود با خواندن دعایی به طلا تبدیل میکند.

پیر متوجه میشود و به میرداماد میگوید این به کار من نمی آید مشته ی خــودم را برگردان.

از این دو بزرگوار اصرار که به دردت میخورد و از پیر پاره دوز انکار که به کارم نمی آید تا اینکه نهایتا میرداماد ابراز عجز میکند که برگردان مشته به فولاد کار من نیـــست.

پیر بدون برداشتن مشته و تنها با نگاه کردن به آن 3 مرتبه تغییرش میدهد: 

آهن میشود 

طلا میشود

و دوباره آهــــــــــن!!❗️

سپس رو به میرداماد میکند و میگوید دلــــــــــت را کیمیا کن!

هر دو بزرگوار با دیدن صحنه خم شده و زانوی پیر را میبوسند و از مریدانش میشوند. 

?اینجاست که خـــدای رحمان در حدیث قدسی میفرماید :

(( يا عبدي اطعني اجعلك مثلي انا اقول كن فيكون انت تقول كن فيكون ))

✨بنــــده مـــــن

مــــــــــرا اطاعت ڪن تا تو را مانند خـــود ڪنم 

مــــــــــن مي گويم باش پس بوجود مي آيد تــــــــــو هم مي گويي باش پــــــــــس مي شود .

کمی تا بهجت?

@behjat135

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌?نشر_صدقه _جاریست?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:07:00 ب.ظ ]





  نمازشب   ...

#نماز_شب 

?به كساني كه قصد سير و سلوك و خودسازي معنوي دارند توصيه مي‌شود به هر اندازه كه در توان ايشان است ـ هر چند از كار روزانه بسيار خسته باشند ـ حداقل نيم ساعت قبل از اذان صبح تا نيم ساعت بعد از اذان صبح به عبادت بپردازند. در اين يك ساعت خيلي كارها مي‌توان كرد. همانطور که قبلاً نیز بدان اشاره شد، طالب معرفت باید قبل از نماز صبح، نماز شب بخواند و پس از اقامه نماز صبح (حتّی المقدور به جماعت)، دقایقی به تلاوت قرآن شریف بپردازد و در ابتدای روز، با قرآن کریم انس بگیرد. 

?بعد از آن، یک توسّل روزانه به محضر مقدّس چهارده معصوم«سلام الله علیهم»، داشته باشد. پيامبر اکرم«صلی الله علیه وآله و سلم» و حضرت زهرا«سلام الله علیها» را با زیارات مختصری که در کتاب مفاتیح الجنان آمده است، زیارت کند.

? در این صورت، نماز شب و نماز صبح خود را در افضل اوقات اقامه کرده‌‌ و به قرآن کریم و عترت«سلام الله علیهم» که دو بال پرواز هستند، متوسّل شده‌ است.

? مداومت روزانه بر اين برنامه صبحگاهی، در پیشرفت سير و سلوک اثرات فراواني دارد. موفّقيت انسان در زندگي و تأمين آتيه نیز، به بیداری و عبادت سحرگاهان بستگي دارد.

?سير و سلوک/آية الله العظمى مظاهری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:06:00 ب.ظ ]





  شاخه درخت طوبی   ...

??﷽??

شاخه درخت 

?گاهی بچه ها شاخه درختی را می‌گیرند و به آن آویزان می‌شوند تا از درخت بالا بروند. 

حسنات،  اینطورند. 

نماز، شاخه ای از شاخه های درخت طوبی‌‌؛ یعنی وقتی که نماز می خوانید، دستتان را به این شاخه درخت طوبی گرفته اید تا شما را به بهشت ببرند. 

روزه، امر به معروف، نهی از منکر، کمک کردن به یتیم و فقیر و ضعیف،و از این قبیل کارهای خیر،  همه از شاخه‌های طوبی هستند و انسان را به طرف به بهشت می برند.

کتاب مشکات 

تمثیلات اخلاقی _تربیتی 

 آیت الله حائری شیرازی

#موعظه_بزرگان 

#درس_اخلاق

#راهکارهای_معنوی

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:05:00 ب.ظ ]





  میزا جواد آقا ملکی تبریزی   ...

#میرزا‌جوادآقا‌ملکی‌تبریزی

✍ چگونه شخص عاقل راضی می شود خود را از اين همه #فضيلت، محروم نمايد و به خسارت و رذائل ديگر که نتيجه ترک #نمازشب است آلوده کند؟!

? چگونه شخص عاقل راضی می شود که شرافت #مناجات با خداوند ملک جبار و #لذت انس با او و لذت درخشش نور او و کرامت هم نشينی با او را به خاطر استراحت چند ساعت از شب، از دست بدهد؟!

✨ #رسول‌خدا (صلی الله عليه و آله و سلم) فرمودند:«بهترين شما صاحبان عقل هستند.»

عرض شد يا رسول الله!

صاحبان عقل چه کسانی اند؟ فرمودند«اهل نماز شب هنگامی که مردم در خواب فرو رفته اند.»

?بحار الانوار، ج۸۴، ص۱۵۸


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌?نشر_صدقه _جاریست?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:03:00 ب.ظ ]





  یک داستان یک پند   ...

#یک داستان  یک پند

?شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:

?در بازار بودم، اندیشه مكروهی در ذهنم گذشت.

سریع استغفار كردم و به راهم ادامه دادم.!

قدری جلوتر شترهایی ??قطار وار از كنارم می‌گذشتند…

ناگاه یكی از شترها لگدی انداخت كه اگر خود را كنار نمی‌كشیدم، خطرناك بود

?به مسجد رفتم و فكر می‌كردم همه چیز حساب دارد.

این لگد شتر چه بود؟! 

?در عالم معنا گفتند:

شیخ رجبعلی! آن لگد نتیجه آن فكری بود كه كردی!

گفتم: اما من كه خطایی انجام ندادم…

گفتند: لگد شتر? هم كه به تو نخورد!

?اثر کارهای ما در عوالم جریان دارد، حتی یک تفکر منفی میتواند تاثیری منفی ایجاد کند…

کمی تا بهجت?

@behjat135

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌?نشر_صدقه _جاریست?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:02:00 ب.ظ ]





  حدیثی از پیامبر حتما بخوانید   ...

✅ حدیثی آمده که پیامبر خدا صلے‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم از جبرئیل علیه‎السلام چند موعظه طلب كردند و او هم در پاسخ مواعظی بیان کرد:

❶ ای محمّد تو هر گونه كه می‌‏خواهی زندگی كن (ولی بدان كه ناگزیر) خواهی مرد، «فَقَالَ یا مُحَمَّدُ عِشْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ مَیت‏.»

پ.ن ⇦ این یعنی وقتی كه می‎دانی بسوی خدا میروی پس بهترین عملهای كه تو را به خدا نزدیك میكنه انجام بده، ما خیلی به عملمون بی مهر هستیم وتنها این عمل با ما می‎ماند!

❷ هر كس را می‌‎خواهی دوست بدار ولی بالاخره روزی از او جدا خواهی شد، «وَ أَحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإِنَّكَ مُفَارِقُه»

پ.ن ⇦ یعنی دل مال خداست اگر قراره كسی هم محبوب باشد باید او باشد كه باقی است و ماندگار.

❸ هر چه می‌‎خواهی انجام ده كه بالاخره آن را ملاقات خواهی كرد، وَ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ مُلَاقِیه‏

پ.ن ⇦ با این حساب كه عمل را ملاقات خواهیم كرد چرا این عمل را خوشبو نكنیم.

❹ بدان كه شرف و بزرگی مؤمن نماز شب او است، شَرَفُ الْمُؤْمِنِ‏ صَلَاتُهُ بِاللَّیل

پ.ن ⇦ كمال قرب انسان به خدا نماز شب است، یكی میگفت: الهی آنكه سحر ندارد از خود خبر ندارد

❺ و عزّت و سرافرازی مؤمن خودداری او از آزار رسانیدن بمردمان است. «وَ عِزُّهُ كَفُّ الْأَذَی عَنِ النَّاس»

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌?نشر_صدقه _جاریست?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:00:00 ب.ظ ]





  خدایا شکرت مقدس اردبیلی نشدم   ...

?خدایا شکرت مقدس اردبیلی نشدم….

 در حالات مقدس اردبیلی رحمة الله علیه نقل کرده اند که مقدس اردبیلی یک شب سحر بلند شد دلو را داخل چاه می اندازد و بالا می کشد می بیند پر از طلا است.

خداوند می خواست او را امتحان بکند. مقدس طلاها را داخل چاه برمی گرداند و رو به آسمان می کند که خدایا احمد از تو آب می خواهد نه طلا. من آب می خواهم که وضو بگیرم و با تو راز و نیاز بکنم.

دوباره سطل را بالا می کشد می بیند طلاست. می گوید خدایا من طلا نمی خواهم  من آب می خواهم. بار چهارم آب در می آید وضو می گیرد و برای مناجات می رود. برای او طلا قیمت نداشت.

در جریان دیگری مقدس اردبیلی آخر شب از کنار حمامی رد می شد دید این حمام دار آتش و هیزم را داغ کرده و نشسته با خدا دارد مناجات و درد دل می کند.

خدایا تو را شکر می کنم که سلطان نشدم اگر سلطان می شدم می دانم مسئولیتم زیاد می شد و ظلم می کردم. خدایا تو را شکر که ریاست به من ندادی.

خدایا تو را شکر که ثروتمند نشدم. چون من گول می خوردم و مال مردم را می خوردم. خدایا شکر که من وزیر نشدم خدایا تو را شکر که من استاندار نشدم. خدایا شکر که مقدس اردبیلی نشدم.

مقدس اردبیلی تا این را شنید تکان خورد. (گفتم ریا و شرک خیلی ریز و دقیق است مثل مورچه ای سیاه که روی سنگ سیاه در شب تاریک ظلمانی راه برود.) مقدس اردبیلی داخل می رود و سلام می کند و گرم می گیرد او هم نمی شناخت که این مقدس اردبیلی است.

مقدس می گوید از چند دقیقه ی قبل اینجا بودم صدای مناجات شما را می شنیدم که دعای می کردی خدایا شکر که سلطان و وزیر و این ها نشدم این دعاهایت خوب بود اما یکی هم گفتی خدا را شکر که مقدس اردبیلی نشدم.

می خواهم ببینم که مقدس اردبیلی چه جنایتی انجام داده که شما گفتی الحمدالله که مقدس اردبیلی نشدم. حمامچی گفت: مقدس اردبیلی هم کارش درست نیست.

مقدس گفت: چطور؟ گفت: این هم یک چیزی قاطی دارد شرک و ریا دارد. گفت: یک داستانی برای مقدس اردبیل نقل می کنند می گویند یک شب نصف شب بلند شد می خواست نماز شب بخواند دلو را داخل چاه انداخت طلا درآمد سه بار طلا در آمد داخل چاه سرازیر کرد گفت خدایا من از تو آب می خواهم من با این چیزها گول نمی خورم.

این طور چیزی می گویند درست است؟ مقدس گفت: درست است. (حمام چی نمی دانست این خود مقدس است.) حمامچی گفت: آن وقتی که این جریان برای او پیش آمد تنها بود یا کسی هم با او بود؟ مقدس گفت: تنها بود. گفت: اگر تنها بود چرا فردای آن روز این داستان در نجف پخش شد. حتما نشسته یک جا خودش تعریف کرده است. یک حمامچی مچ مقدس اردبیلی را می گیرد. حواستان جمع باشد ریا اینقدر ریز است.

کمی تا بهجت?

@behjat135

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌?نشر_صدقه _جاریست?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 01:59:00 ب.ظ ]





  هیچ کس به من نگفت   ...

⚠️هیچ کس به من نگفت?

?هیچ کس به من نگفت: که دعای ما در فرج شما اثر دارد و آن را نزدیک می‌کند، نمی‌دانستم که شما دعا کردنمان را دوست داری و فرموده‌ای که خیلی برای فرج من دعا کنید.

?به ما نرسید که راز فرج و ظهورت در دعای شب و روز ما نهفته است و تا دستان تک تک ما آسمانی نشود و چشمانمان از اشک، بارانی نگردد تو نمی‌آیی.

??اگر به من گفته بودند که به آیت بصیرت، بهاء الدینی بزرگوار سفارش کرده‌ای که در قنوت نمازش «اللهم کن لولیک…» را زمزمه کند، ما هم از همان دوران نوجوانی، قنوتمان را زیبا می‌خواندیم.

?خیلی دیر فهمیدم که بعد از هر نماز، دعای مستجاب دارم که می‌توانم با آن، یک سنگ را از سر راه ظهورت بردارم.

?ای کاش در نوجوانی می‌فهمیدم که چقدر دوست داری من لب به دعا بگشایم و آمدنت را زمزمه گر باشم تا سهمی هر چند کوچک در شادی دیگران داشته باشم.

شب جمعه دعا مستجاب هست .

خدا بحق مادر مان زهرا (س ) ظهور مهدی عج را برسان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 01:47:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما