یامهدی
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


مرداد 1402
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      





جستجو





  ذکر یا حسین اسم اعظم الهی   ...

◾️اسم اعظم الهی

🔻مرحوم آیت الله حاج آقا نصرالله شاه آبادی:

🔹یک روز عصر یکی از علاقه‌مندان مرحوم پدر _ که نامش را فراموش کرده ام _ به همراه مرحوم حاج اسماعیل وفابخش _ برادر خانم پدر ما _ برای پرداخت وجوه نزد مرحوم پدر آمد و عرض کرد: «حاج آقا، من دو سال است که به مسجد شما نیامده ام. علت آن را نمی‌پرسید؟» 

مرحوم پدر گفتند: «اگر به شما گفته بودم بیا و نمی‌آمدی، می‌پرسیدم، ولی چون برای آمدنت دعوت نکردم، از رفتنت هم نمی‌پرسم». او گفت: «علت نیامدنم این بود: شبی پای منبر شما بودم. وقتی از مسجد بیرون رفتم، شخصی از روحانیون از من پرسید: کجا بودی؟ گفتم: مسجد آقای شاه‌آبادی. گفت: آنجا می‌روی؟! آقای شاه‌آبادی توحید می‌گوید! و به گونه‌ای گفت که من خیال کردم شما کفر می‌گویید؛ از آن شب دیگر نیامدم.

🔸 تا این‌که چندی قبل خواب دیدم قیامت بر پا شده و عده‌ای در جهنم که مانند استادیوم‌های ورزشی پله پله بود، قرار داشتند و ردیف تا بالا نشسته‌اند و حلقه‌های آهنین به گردنشان بود و افرادی بودند که من آنها را می‌شناختم. در این حال وحشت و رعب، یکی از آنهایی که در آنجا بود و مرا می‌شناخت

 و من هم او را می‌شناختم، گفت: فلانی، به دادمان برس. گفتم: اینجا چه کار 

می‌توانم بکنم؟ گفت: پیش آقای شاه‌آبادی برو و از ایشان ذکری بگیر که ما را نجات دهد. گفتم: آقای شاه‌آبادی را از کجا پیدا کنم؟ گفت: آن طرف باغ آقای شاه‌آبادی است. 

دیدم باغ بزرگی است و وسط آن ساختمانی قرار دارد. وارد شدم، دیدم در اتاق بزرگی حضور دارید. سلام کردم و قضیه را برای شما نقل کردم.

🔹 شما یک قدری فکر کردید و سر بلند کرده، فرمودید: «به آنها بگو من ذکری اعظم از ذکر «یا حسین» سراغ ندارم. برگشتم و به آنها گفتم. همین که جمعیت شنیدند، همه با هم «یا حسین» کشیدند و از غل و زنجیر و گرفتاری نجات پیدا کردند. در همین حال، از وحشت از خواب بیدار شدم». مرحوم پدر به آن شخص فرمودند: هیچ بُعدی ندارد که یکی از اسامی اعظم پروردگار، «یا حسین» باشد.

حدیث نصر ص 193

‌‌

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[سه شنبه 1402-05-10] [ 11:47:00 ب.ظ ]





  شکستن دل واقعیت است   ...

💥علم پزشکی ثابت کرده است که شکستن دل واقعیت است.

یعنی وقتی دل کسی میشکند در قلب اتفاقی می افتد؛مثل یک خون ریزی کوچک یا یک جراحت …. 

که حتی می تواند منجر به سکته قلبی شود….

🎈تو دوست خوب من …

هم مراقب دل خودت باش 

هم دل دیگران…

دل شکستن هنر نیست ….. 

مواظب عواقبش باش

💍از عواطف انسانی که ارگانهای بدن را ضعیف میکند:

۱_ عصبانیت: کبد را ضعیف میکند.

۲_ غم و غصه: ششها را ضعیف میکند.

۳_ نگرانی: معده را ضعیف میکند.

۴_ استرس:قلب ومغز را ضعیف میکند.

۵_ ترس: باعث از کار افتادن کلیه ها میشود.

جلوگیری از این عواطف منفی میتواندباعث سلامتی شما گردد،پس خونسرد باشید،خوب نگاه کنید،خوب احساس کنید وخوب عمل کنید.

شاد باشید و درهمه حال لبخند بزنید.

هر روز، پلکهایت،فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند، سطر اول همیشه این است:

“خدا همیشه با ماست”

پس بخوانش با لبخند…

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 05:37:00 ب.ظ ]





  ابلیس هم عاشورا گریه کرد   ...

🍃🍂نکته آموزنده🍂🍃

ابلیس هم عاشورا گریه کرد . . .

پدر آیت الله سید محمدتقی مدرسی نقل می کند:

عصر عاشورای سال ۶۱ هجری ، شیطانک ها دیدند که ابلیس سرکرده ی آنان، به سر و صورت می زند و می گرید.

گفتند: امروز که تو باید خوشحال باشی از چه رو پریشانی و گریان؟

گفت: اشتباه بزرگی کردم که این جماعت را واداشتم که حسین را بکشند.

گفتند:چطور؟ مگر تو نمی خواستی این جمع به ظاهر مسلمان ، راهی جهنم شوند؟ و مگر نشدند؟

گفت:چرا چنین شد ولی از این نکته غفلت کرده بودم که با این کار ، باب رحمت الهی به روی مردم باز می شود هرکس به نحوی خود را در دستگاه امام حسین علیه السلام جای می دهد و از شفاعت او بهره مند می گردد.

السلام علیک یا ابا عبدالله (ع) یا باب رحمه الله الواسعه

📙منبع:

داستانهای روح افزا صفحه ۱۲۷

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 05:36:00 ب.ظ ]





  رازبیماری امام سجاد علیه‌السلام    ...

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

👋🌺👋راز بیماری امام سجاد (علیه السلام)👋🌺👋

💢💥در حادثه جانسوز کربلا، 

وجود نازنین امام چهارم(علیه السلام)،

به شدت دچاربیماری گشت؛

و در اثر آن ضعف وسستی فراوانی بربدن مبارک آن حضرت چیره شد؛

بگونه ای که حتی توانایی حمل شمشیر را نداشت.

همین امرموجب شده که بسیاری ازمردم از سرناآگاهی، 

امام چهارم رابه عنوان امام بیمارشناخته،

وهمواره درصفحه ی ذهنشان این پندارغلط نقش بسته شده،

که امام سجاد(علیه السلام) شخصی بیمار و ناتوان و ضعیف بوده که چهره ای زرد و رنگ پریده داشته،

و دارای روحی افسرده وپژمرده بوده است؛

و این بیماری مهلک از ابتدا عمرتا پایان عمر شریف حضرت،

با ایشان همراه و عجین بوده است؛

در حالی که این پندارکاملاً غلط وبه دور از واقعیّت است؛

زیرا امام چهارم تنها درحادثه کربلابه مدّت کوتاهی بیمار شدند؛

و بعد از آن بهبودیافته و درحدود 35سال چون سایرپیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) ازسلامت کامل جسمی و روحی برخورداربود.

🔹️شاید در ذهن شماخواننده محترم این سؤال مطرح شود؛

که راستی چرا امام سجاد(علیه السلام)در آن شرایط حساس و بحرانی،

که امام حسین(علیه السلام) به شدت به یاری وهمکاری اونیازمندبوده است؛

دچاربیماری شد؟!

آیا این امر اتفاقی بوده است؛

 یا اینکه حکمت و رازی در آن نهفته است؛

 که امام چهارم درحدی بیمار شود؛

که ازحضور درمعرکه  نبرد معاف شود؟!

🔸️با دقت و تامل در اطراف این موضوع، پاسخ این پرسش به روشنی یافت می شود؛

و آن اینکه این بیماری درحقیقت لطف و عنایتی ازناحیه خداوند بی همتا بوده است؛

تا بدین وسیله ایشان در جنگ شرکت نکند؛

و جان مبارکش از خطر کشتار جانیان آن حادثه خونین در امان بماند؛

 و در سایه این حفاظت جانی، 

رشته پر فروغ امامت تداوم یافته،

 و پرچم امامت بر زمین نخوابد.

اگر حضرت بیمار نبود؛

حتماً در جنگ با یزیدیان شرکت می کرد؛

 و در نتیجه ایشان نیز چون پدر بزرگوارشان حسین بن علی(علیه السلام) و سایر شهدای عزیز کربلا، 

به شهادت می رسید؛

و چراغ امامت برای همیشه خاموش می گشت.

🔶️برای روشن شدن این مطلب و اینکه جای هیچ شک و شبهه ای باقی نماند؛

 در ادامه به قسمتی از جریان حادثه کربلا اشاره می نمایم:

🔹️هنگامی که امام حسین (علیه السلام) تنها ماند؛

و به هر سو نگاه کرد؛

برای خود یار و یاوری ندید؛

صدا زد: 

(هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله). 

آیا کسی هست که از حرم رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) حمایت و دفاع کند؟!… 

این سخن آنچنان جگر سوز بود؛

 که وقتی بانوان حرم،

 آن را شنیدند؛

 صدای گریه ی آنها بلند شد؛

 در این هنگام امام سجاد(علیه السلام) که سخت بیمار و در بستر بود برخاست و به زحمت از خیمه اش بیرون آمد؛

به قدری ناتوان بود که نمی توانست شمشیر خود را حمل کند.

🔶️ام کلثوم (علیهاالسلام) تا نگاهش به حضرت افتاد فریاد زد: 

به خیمه برگرد. 

امام سجاد(علیه السلام) فرمود: 

ای عمّه،

 مرا رها کن تا در رکاب پسر رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) با دشمن بجنگم.

🔸️امام حسین(علیه السلام) متوجه شد؛

نماند و فریاد زد: 

ای ام کلثوم،

 او را نگهدار، 

تا زمین از نسل آل محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) خالی نماند.🤲💚🤲

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 11:09:00 ق.ظ ]





  گریه امام سجاد علیه‌السلام    ...

🔰پس از افشاگری امام سجّاد(ع) در کوفه و شام و بازگشت اسرا به مدینه، یکی از کارها و ابعاد مبارزاتی امام سجّاد(ع)، زنده نگهداشتن حادثه کربلا بود؛ چراکه شهادت امام حسین(ع) و یاران با وفای آن حضرت، برای حکومت اموی بسیار گران تمام شده بود و مشروعیّت آن‌را زیر سؤال برده بود

 ◽️در ادامه به برخی از روش‌هایی که امام سجاد علیه‌السلام برای زنده نگهداشتن حادثه عاشورا انجام دادند به اختصار اشاره می‌کنیم :

1⃣گریه کردن امام سجاد علیه‌السلام برای امام حسین علیه‌السلام 

👈امام صادق(ع) در روایتی، بکّائین (بسیار گریه‌کنندگان) را پنج نفر معرّفی کرده است: حضرت آدم و یعقوب و یوسف و فاطمه زهرا و على‌بن‌الحسین(علیهم‌السلام). در قسمتی از روایت این‌گونه از امام صادق(ع) نقل شده که: على‌بن‌الحسین(ع) بیست یا چهل سال بر پدرش حسین(ع) گریست، هیچ خوراکى جلوش نمی‌گذاشتند جز آنکه مى‌گریست تا اینکه یکی از غلامانش عرض کرد: آقا من مى‌ترسم شما خود را از بین ببرید، ایشان فرموند: من از غم و اندوه خود به خدا شکوه می‌کنم، من چیزى می‌دانم که شما نمى‌دانید، من هیچ‌گاه قتلگاه فرزندان فاطمه را به‌یاد نمى‌آورم جز آنکه گریه گلویم را می‌گیرد.

📗شیخ صدوق ،الخصال ج۱ص۲۴۸

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 09:31:00 ق.ظ ]





  ملاصالح_مازندرانی می‌گفت:   ...

💠#ملاصالح_مازندرانی می‌گفت:

🔻"من از جانب خداوند بر طلاب علوم دینیه #حجت می‌باشم؛ زیرا هیچ طالب علمی چون من #فقیر نبود، مدت زمانی بر من می‌گذشت که وسیله روشنایی جز روشنایی چراغ مستراح برای من فراهم نبود

🔺و از نظر هوش و #حافظه کسی از من کم هوش‌تر نبود، به حدی که وقتی از منزل خود بیرون می‌رفتم. در هنگام مراجعت، منزلم را فراموش می‌کردم و نیز اسامی فرزندانم را از یاد می‌بردم. در اثر #کوشش فراوان، خدا بر من منت گذارد و به من آنچه را خواستم عطا فرمود.



موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 12:21:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما