یامهدی
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


شهریور 1402
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31





جستجو





  ترجمه کتاب   ...

🔰در یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان، آقایی به نام شیخ داود دومان اهل ترکیه در دفتر حاضر شد، او از طلاب و تحصیل‌کردگان حوزه‌های نجف و قم بود.

🔸خودش تعریف کرد که در حدود ۸۰ جلد کتاب دینی از قرآن و ادعیه و معارف اسلامی را به زبان ترکی ترجمه کرده است و پس از مراجعت به کشورش به خاطر برخی مشکلات ممنوع الخروج می شود؛ اما شبی در عالم رؤیا یکی از علماء ترکیه را می‌بیند که به او می‌گوید: فلانی! كتاب منتخب الاثر آيت الله صافی را ترجمه کن و به ترکی برگردان.

◀️در همان خواب به ایشان گفته می‌شود که به زودی مشکل خروج تو از ترکیه هم حل می‌شود! 

ایشان ادامه داد که وقتی از خواب بلند شدم نه منتخب الاثر را می‌شناختم و نه آقای صافی را دیده بودم. فکر می‌کردم کتابی قدیمی باشد که چند صد سال قبل نوشته شده است.

🔻هنوز نصف روز هم نگذشته بود که مشکل گذرنامه من حل شد و توانستم به ایران سفر کنم! 

وقتی به ایران آمدم سراغ آیت الله العظمی صافی را گرفتم و با تعجب زیاد دانستم ایشان زنده اند و یکی از مراجع قم می باشند.

🔸به قم آمدم و ملاقاتی با ایشان داشتم و پس از آن شروع به ترجمه کتاب منتخب الاثر نمودم. کار ترجمه به پایان رسیده است. معلوم می‌شود کتاب منتخب الاثر آیت الله العظمی صافی مورد عنایت حضرت ولیّ عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف قرار گرفته است.

📚منبع: کتاب (شب‌های رمضان)، خاطراتی از آيت الله سیدجواد گلپایگانی، ص ۱۲۳.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[سه شنبه 1402-06-14] [ 01:30:00 ب.ظ ]





  گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم   ...

👌👌گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم

🎨 نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطور باور نکردنی زیبا بود و میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.

☘نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد.

که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند .میخواست فریاد بزند، اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلمویی رابرداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.

👈براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم ،اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.

گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم ،

 اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:

🌿خالق هستی همیشه بهترین ها را برایمان مهیا کرده است.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 01:23:00 ق.ظ ]





  تلنگر وتفکر   ...

🟡 تلنگر و تفکر

ان شاءالله دوران غیبت تموم میشه.
امام زمان میاد…


اما ؛
الان بدرد نخوری…!
الان خودتو نسازی….!
الان خودتو قوی نکنی.‌..!
الان خودتو جمع نکنی…..!
الان خودت را از گناه پاک نکنی…!
الان امام زمانت را کمک نکنی………!


پس کی به یاری امام زمانت می شتابی؟!

مهدی جان ؛

این درد دلها…
این کلمات بماند به یادگار…
برای روزی که بیایی…
شرمنده ایم کمکمان کن قدمی برای ظـهـور برداریم…


السَّـلامُ عَلَیـڪَ یٰا بَقیَٖـة الله فی اَرضِــه


مــے دهد این دل گواهــے،
عاقبت با لطف حق، دوران مــهـــدے مـے رسد…

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 01:20:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما